برمک در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۳:
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
دیریست همچو مژگان از درد ناتوانی
دامن فشاندن من دارد جگر فشانیاز وحشت نفسها دریاب حسرت دل
بانگ جرس نهان نیست در گرد کاروانی
برمک در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
شتر پیشی گرفت از من به رفتار
که بر من بیش از او بار گران است
بدار ای ساربان اشتر زمانی
که یار نازنین در کاروان است
بابک بامداد مهر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۹:
شعر اصل هستی رابه چالش می کشد و می گوید من این ایوان نه تو را نمی دانم...و ازنشناختن نقاش جادو و ندانستن ومقام حیرت دروجود انسان صحبت می کند آنوقت دوست عزیزی که مسلما در ابتدای راه شناخت وسلوک است به دنبال اثبات ترک بودن شخص مولوی است. و ما انسانها چقدر دوست داریم آنجاکه به دنیا آمده ایم راخاص بدانیم تا خودرا بزرگ بدانیم .امروزه درفضای مجازی نیز افغانستانی به ایرانی و فارس به ترک و گاهی عرب به عجم و مغول به ...فخر می فروشد درحالیکه این بزرگان اولین آموزه شان نفی من وانانیت نژادی بوده و قدم بعدی پذیرش هیچ بودن است که همه چیزشدن است.به قول اخوان ثالث"دراین بی فخربودنها گناهی نیست"
حبیب شاکر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:
سلام بر همراهان گرام
گر حال دلت خوش است و اوضاع خوب است
بر لب لب جام و در برت محبوب است
خوش باش و مشو زمکر دنیا ایمن
کز بهر تمام سرکشان سر کوب است
سپاس از همه دوستان
حبیب شاکر در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
سلام بر یاران نیک اندیش
بی عشق و امید زندگی زندانست
زندان به ازین دخمه دردستان است
بی عشق عزیزان و امید دیدار
پستوی عدم بهتر از این ویران است
سپاس از همه دوستان
امیر بهرامدوست در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۵ - تغزل درمنقبت ولی عصر حجة بن الحسن (ع):
وزن این قصیده، برخلاف آنچه که ذکر شده، «فاعلات مفتعلن فعلن» هستش.
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
زیباترینم! اگر از بوستان زیباییات میوهای بچینم، هیچ نخواهد شد(ایهام در همه ابیات جز بیت ۵: استفهام انکاری یا "چه" تعجبی: چه عالی میشود)
۲- ای خدا! اگر لحظهای در پناه سایه شیرین آن دلبر سرو اندام، بیاسایم چه میشود؟
۳- جانم به لب آمد! ای انگشتری فرخنده و همایون اثر جمشید، اگر پرتوی از آن بر نگین من بیفتد چه میشود؟( ایهام: پرتوی از لبت بر لبم بیفتد)
۴- در غوغای ریا و سالوس که واعظ شیفته پادشاه و حاکم است، اگر من عاشق زیبااندامی شدهام چه اشکالی دارد؟
۵- عقلم از خانه جان بیرون رفت. آری اگر شراب این است، از پیش میدانم که در سرای دینم چه خواهد شد.( ... جز بیت ۵ که بیانگر تحقق پیشبینی شاعر- خراب شدن حتمی خانه دین- است و بیت ۶ که استفهام معمولی است.شرح شوق،۲۶۵۰)
۶- سرمایه عمر به معشوقه و شراب گذشت، تا از معشوقه چه دستاوردی برسد و از شراب چه بهرهای؟
۷- خواجه شهر راز عشقم را فهمید و هیچ نشد، حافظ هم اگر بداند هیچ اتفاقی نمیافتد.( خانلری: هیچ نشد)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
ماه تابان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۴ در پاسخ به بي دين دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
حافظ یک عالم دینی هست جناب و در اصل، استاد بوده و در کنارش شاعر هم بوده، با گذر زمان اون جنبه اش مورد غفلت واقع شده و بیشتر به شکل یک ادیب دیده شده. آسمون و ریسمون نداره، اولا تخلصش گویای اینه که زمین تا آسمون فرق داره با شما و در ثانی اگر یکم دانش ادبی داشته باشید ادبیات عرفان کاملا قابل تشخیص هست. حالا چرا نمیخواید قبول کنید رو خدا میدونه. چون انگار حب و بغض بیشتر از اینکه در ایشون باشه متل شما است
Mahmood Shams در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
تاریخ معاصر ایران و جنگ تحمیلی و عاقبت دیکتاتورهای ظالم و خونخوار مثل صدام اثبات این بیت زیبا از حضرت حافظ است که عاقبت ظالمان چه شد جز ذلت و خواری و آوارگی و هلاکت
و این عاقبت بزودی نصیب نتانیاهو و رژیم جعلی صهیونیستی خواهد شد تا بار دیگر ثابت شود ظلم و ظالم پایدار نخواهد ماند و خون افراد بی گناه و آه و نفرین کودکان شیرخوار و زنان و مردان غیر نظامی دامان ظالمان را خواهد گرفت
jalal bahador در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۱ در پاسخ به هیچ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
از قضا همین امروز جناب رشید رضایی این اثر رو خوندن
فاطمه زمانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۷ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
سپاس از رضا
نَهان در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به 7 دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدل:
فکر نکنم فروغی اشتباهی کرده باشه، به نظرم احتمالا شما معنی شعر رو درست متوجه نشدید :] منظور سعدی در بیت آخر اینه که : دل یک آدم زنده دل هیچوقت از بین نمیره اما اگر جسمش نابود بشه هیچ باکی نیست، چون دل اون زنده خواهد موند...
امیر س در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۰:
مکن بر دل ما چنین روز رخش 👈دخش= تیره و تاریک
مهران بیگی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۲ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
جناب ساقی درود بر شما،
تفسیر شما عالی بود. بسیار لذت بردم و آموختم.
عرفان حسینی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۱ در پاسخ به حامد حسن پور دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:
برادر سال ۹۰ دوست دخترداشته
همیرضا در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ هلالی جغتایی » مخمس بر غزل سعدی:
بنابر تحقیق آقایان امین یعقوبی و مهدی دهقان منتتشر شده تحت عنوان «تنازع در انتساب یک غزل به سعدی، مهستی و رفیع مروزی، امین یعقوبی و مهدی دهقان» دردوفصلنامهٔ تاریخ ادبیات، دورهٔ ۱۷، شمارهٔ ۱، بهار و تابستان ۱۴۰۳، صفحهٔ ۱۰۳ تا ۱۱۳، با توجه به ذکر ابیاتی از غزل منتسب شده به سعدی در این مخمس در منابع مقدم بر او شامل جوامعالحکایات، تاریخ جهانگشای جوینی و مکارم اخلاق این غزل نمیتواند از سعدی باشد.
در منابع مقدم این شعر به مهستی و همینطور به رفیع مروزی نسبت داده شده که به نظر نویسندگان این مقاله رفیع مروزی گزینهٔ قابل قبولتری است. اصل مقاله را در این نشانی مطالعه بفرمایید.
کیخسرو در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
الحاقی در بعضی نسخ:
بگرفت همچو لاله دلم در هوای سرو
ای مرغ بخت کی شوی آخر تو رام ما
من آن زمان طمع ببریدم ز عافیت
کاین دل نهاد در کف عشقت زمام ما
مدام: مداوم و نیز خود شراب
بیت مقطع:
دریای اخضر ِفلک (سایه) به معنی دریای سبز سپهر گردون (جلالی)
چندان بود... : ناز و کرشمه دلبران بلند بالا تا زمانی خریدار دارد که محبوب سرو رفتار ما جلوهگری نکرده است (جلالی)
مستی به چشم... (الف) حالت مستی برای چشم یار خوش است و زمام ما را به دست یک مست (همان چشم) دادهاند یا (ب) مستی در چشم یار ما خوش است (از منظر او مست بودن خوب است) و زمام ما را به مستی سپردهاند (جلالی)
شهاب عمرانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
بیت ۴ احتمالا اشاره به آیه ۱۴ سوره آل عمران «بازگشت به سوی خداست»
بیت پایانی آیه ۴ سوره محمد
«گردنش را بزنید»
نفس به کافر تشبیه شده
احمدرضا نظری چروده در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۶ در پاسخ به سجاد رنجبر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
دوست کرد عزیزم.چون درقدیم دردهات یا حتی شهرهای ایران، پدران ازبه زبان آوردن نام دختر و زن واهمه داشتند که فکر می کردند اگر کسی نام ناموس آنها را بشنود، مایه ی ننگ آنها خواهد شد، لذا اسم مردانه بر روی زنان می گذاشتند.مادرحسن، گاهی هم مادر حذف می کردند می گفتند حسن یا علی.
پس برای احترام به زنان ودختران نبوده است. شاید بعد ازگذشت دوران آن اسم حالت احترام به خود گرفته است، اما بن مایه اش، حقارت بوده است.عربها نیز اینگونه اند واحتما بسیار که ازفرهنگ عربی به فرهنگ ایرانی راه یافته است. عربها می گویند ام هانی یا بنت الحسن
عاشق خسته دل در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۸: