مریم احمدی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
درودهای بی پایان، من فکر می کنم وزن این غزل فعلاتن فعلاتن فعلن می باشد.
مریم احمدی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
درودهای بی پایان ، من فکر می کنم وزن این غزل فعلاتن فعلاتن فعلن باشد .
حامد در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:
اتفاقا به نظر بنده خیلی صدای زیبا و کلام دلنشینی بود. من که خوشم اومد. شعر هم که وا عالی عالی شیخ یه دونه باشی
علیرضا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
حافظ جون مطلب را اینبار نه در آخر بلکه ابتدا میگویدو تعیین تکلیف از ابتدا میکند ، و بعبارتی برداشت را آزاد میگذارد که خود بسنجی و تفکر کنی که همت تو برای دانستن چقدر ست.
برداشتها متفاوت است
بوریا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۹:
استادغزل
محمد ایزانلو در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۹:
این غزل چه بخت بد و سیاهی داشته؛ به سبب چندین خطا فهم شعر مشکل شده است؛ یک ضبط چند بیت غزل در دستنویها و چاپهای دیگر بهتر از ضبط مختار گنجور است؛ دو مضرعهای دو بیت جابجا شده است و سه اینکه واژه هایی از یک بیت به بیت دیگر برده شده است و شعر به هم ریخته است؛ صورت درست شعر را در زیر می آورم:
اینچنین صورت مطبوع ز جان نتوان ساخت/ گر توان ساخت چو قد تو روان نتوان ساخت
آن دو ابروی مقوس دو کمانند بلند/که به صد قرن از آن طرفه کمان نتوان ساخت
گفتم آن غمزة شوخ از چه ز ابروست فرو/ گفت بالاتر از استاد دکان نتوان ساخت
بت توان ساختن و ساختن از سنگ دلش/ سخت تر از دل بی رحم بتان نتوان ساخت
نیست او را دهن اما سخنی ساخته اند/ سخن ساخته شیرین تر از این نتوان ساخت
حیفم آید به قلم نام لبت برد دریغ/ که قلم را زنی قند زبان نتوان ساخت
در سخن لطف الهی به تو باراست کمال/ ورنه صد سال به فکر این سخنان نتوان ساخت
بوریا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۹:
استاد محمد حسین سراهنگ این شعر زیبا را زیبا سروده روحش شاد و یادش گرامی
رهام در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۵:
گه بام =صبحگاه
کام =هم آغوشی
در و قزن (غزن) به معنای یک نوع قفل قدیمی صحیح میباشد به معنای یک مجموعه قلاب و گیره (نر و ماده) معمولاً فلزی است که در قدیم برای بستن و جفت کردن در به هنگام شب به کار میرفته.
مهدب در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » ایمان ایله گئتدی:
مفاهیم ظلم و بی عدالتی ربطی به بعد و قبل انقلاب ندارد که
حال دل مردم از اوضاع جامعه در روح این شعر بیان شده
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش چهاردهم » (۱) سکندر و وفات او:
حکایت درگذشت اسکندر
اسکندر در کتابی دید که هر که آّب حیات خورد، چون خورشید جاودان گردد و همچنین طبلی است به جای مانده از هرمس که اگر بیمار قولنج بر آن دست زند خوب و شاد می شود و سرمه دانی که اگر در چشم کشیدی از ماهی دریا تا ساق عرش را خواهی دید.
اسکندر مشتاق شد که به این سه آرزو برسد.
با گروهی جهان را گشت تا به کوهی رسید، کوه شکافته شد و پس از طی مسیر ده روزه به خانه ای رسیدند که در طاقچه آن طبل و سرمه دانی بود.سرمه بر چشم کشید و از فرش تا عرش را دید.امیری که در خدمتش بود بر طبل هرمس زد و بادی از او خارج گشت، از خجالت طبل را پاره کرد. پس از آن در هندوستان جویای آب حیات شدند.در تاریکی یاقوت بزرگی دید که هزاران مور در اطرافش بودند گمان کرد آن گوهر نورانی برای اوست خطاب رسید که برای جماعت موران است تا راه را پیدا کنند.اسکندر بسیار ناامید برگشت، در سرزمین بابل دچار قولنج شدید شد و مرگ خویش را آشکارا دید. حکیمی از شاگردان افلاطون که هم نشین ذوالقرنین( کوروش) بود به بالینش آمد که اگر طبل هرمس را به دست نااهلان نمی دادی و چون جان عزیزش می داشتی گرفتار نمی شدی و اکنون شربتی از آب حیات هم می خوردی اما اندوهگین نباش دو کلمه بگویم بهتر از آب حیات:
-این پادشاهی و این همه تدبیر موقوف بادی است
- آن آب حیات چیزی جز دانش استوار( رزین) نیست و خداوند به تو آن را داده اکنون رها و سبک درگذر.
پادشاه روی به فرزند چهارم: غم نخور اگر جانت به نور دانش تابنده گردد هر دو عالم در پیشت آشکار است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش چهاردهم » (۱) سکندر و وفات او:
پسر چهارم، رهایی خود را در آب حیات می داند و شوق بی وصفی برای رسیدن به آن ابراز می کند.
جواب پدر: آرزو بر تو چیره شده اگر روشنایی بر تو غالب شود باید آرزو مقهور تو باشد.( ذکر حکایت اسکندر و جستجوی آب حیات)
فرزند:.اگر آب حیات از مرگ نجاتم ندهد.هبچ کاری غیر از جویایی آن ندارم.اکنون مشتاقم بدانم آب حیات چیست؟ اگر به آن نمی رسم با گاهی آن دلم را روشن کنم.
پدر: ضمن حکایت درگذشت اسکندر، راهگشای شوقش می شود.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش سیزدهم » المقالة الثالث عشر:
پسر چهارم، رهایی خود را در آب حیات می داند و شوق بی وصفی برای رسیدن به آن ابراز می کند.
جواب پدر: آرزو بر تو چیره شده اگر روشنایی بر تو غالب شود باید آرزو مقهور تو باشد.( ذکر حکایت اسکندر و جستجوی آب حیات)
فرزند:.اگر آب حیات از مرگ نجاتم ندهد.هبچ کاری غیر از جویایی آن ندارم.اکنون مشتاقم بدانم آب حیات چیست؟ اگر به آن نمی رسم با گاهی آن دلم را روشن کنم.
پدر: ضمن حکایت درگذشت اسکندر، راهگشای شوقش می شود.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
داش رشید در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:
99/99999 درصد فضای بین اتم ها خالی است یعنی هیچ چیزی به واقع وجود ندارد
تقی در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:
کلمه زلف در مصرع اول احتمالا به اشتباه رلف نوشته شده.
مرزنگوش اسم یک گیاه خوشبو است.در نوشتن مصرع اول به نظر بین مرز و نگوشست فاصله اضافه افتاده.
عرفان در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲:
سلام ،
یکی از دوستان زحمت کشیدن با صدای زیباشون این شعر رو خوندن حتما گوش کنید و لذت ببرید .
پیوند به وبگاه بیرونی
مصطفی یکتا در ۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
استاد پریساهم زیبا خوانده.....
احمد نیکو در ۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۸:
روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گلزار همی شوید گرد
بلبل به زبان حال پیش گل زرد
فریاد همی زند که می باید خورد
احمد نیکو در ۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
گردنده فلک ز بهر کاری بوده است
زنهار قدم به خاک آهسته نهی
کان مردمک چشم نگاری بوده است
احمد نیکو در ۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:
افسوس که ایام جوانی بگذشت
دوران نشاط و کامرانی بگذشت
تشنه به کنار جوی چندان خفتم
کز جوی من آب زندگانی بگذشت(رباعی شماره ۱۶۳ از ابوسعید ابوالخیر)
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰: