علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
تفسیر اشعار مولانا با اتصال آنها به موجود خارجی ،کمک خواستن و حرف زدن مولانا با آنها اشتباه است، مولانا اساسا چیزی را در بیرون از خودش جستجو نمی کند، به دانشی رسیده، اطلاعات و معلوماتی دارد ،و حالتی را تجربه کرده است که می خواهد،این حالت را به دیگران توضیح بدهد، و برای اینکه این حالت قابل فهم باشد، حالت های خودش را موجود فرض کرده و مخاطب قرار می دهد، بر ای مثال می گوید، اگر خواب آید امشب، سزای ریش خود بیند، یا ،ای غم اگر موی شوی،در صورتیکه همه می دانیم ، خواب و غم ،حالت روحی ماست،
نی هم نماد حالت روحی و رفتاری مولانا است، یا نماد حالت روحی و رفتاری کسی است که همراه مولانا است، در این حالت مولانا نی است، یعنی گره،بند،مانع ندارد، فرض های ذهنی او پاک شده است، پس هر اتفاق ،رویداد و نیازی که روزانه با آنها مواجه می شود، در ذهن او تحلیل نمی شود، و منجر به تصمیم گیری نمی گردد، تحلیل ذهنی ندارد، یعنی به دنبال آن غم،ترس،استرس، تایید دیگران،حسادت، دروغ، حیله،غرور،کینه،و،، ندارد،، بنابر این آنچه که از عدم به او می رسد را اجرا می کند، یا صدای نوای عدمی را می نوازد، تصمیمات فراتر از عقلی می گیرد، و مولانا در این حالت زندگی کردن را دوست دارد، و دور شدن از آن برایش سخت است، برایش سخت است که بخواهد مثل بقیه براساس احساس و غرایز تصمیم بگیرد و زندگی کند،
علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
مولانا خواب را بعنوان منبع موثق برای تصمیم گیری قبول ندارد، شب و روز براساس گردش زمین دور خودش به وجود می آیند، و شب تقدس و ارجحیت بالاتری نسبت به روز ندارد، علاوه بر این در خواب مغز در حالت استراحت است، پس توانایی مغز در خواب از بیداری بیشتر نیست، به همین دلیل مولانا می فرماید، کسی که عاشق است، یا در لحظه زندگی می کند، نمی تواند منتظر وقوع اتفاقات در آینده بر اساس خواب بماند، و آینده را ببندد و مسدود کند،
خواب دیدن و بر اساس خواب تصمیم گرفت در مذهب عاشقی معنی ندارد،
علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۹:
در این شعر مولانا شرح حال زندگی کسانی را شرح می دهد که تصمیمات عقلی و فراتر از عقل را کنار گذاشتند ، با فرض و واکنش تصمیم می گیرند،بعبارت دیگر سعی می کنند تا هر آنچه را که غرایز واحساسات می خواهند تامین کنند ،یا غرایز و احساسات را به نحو احسنت ارضا کنند، غرایز و احساسات همان نیاز جنسی، طمع، حرص،حسادت، دروغ،غم، استرس،کینه،خشم،تایید دیگران،،، است و اینها مبنای تصمیم گیری آنهاست، یا در برخی موارد بر مبنای فرض تصمیم می گیرند، مثل داعشی ها و نژاد پرستان، به استناد توهمات خود ، اصول غلطی را در ذهن پذیرفتند و با آنها تصمیم می گیرند، داعشی ها ، به استناد اصول غلط ذهنی،، غارت، قتل و تجاوز می کنند،
و نژاد پرستان بقیه را تحقیر می کنند،
مولانا می فرماید اینگونه افراد در خدمت ابلیس هستند، و با انسانیت فاصله زیادی دارند ، و به سرانجامی نمی رسند،قانون خلقت تحمل این افراد را ندارد و خیلی زودتر از مرگ طبیعی، کشته می شوند و می میرند،
علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:
مولانا در این شعر راه رسیدن به عشق و مزایای عاشق شدن را توضیح می دهد،
با تصمیم گیری عقلی و تحلیل های ذهنی رویدادها و اتفاقات و نیازها به مقصد نمی رسیم، آنچه عقل می حواهد استدلال و فلسفه است،یا علت و معلولی است،عقل بند و دام است و ما را گرفتار می کند،
با تصمیم گیری واکنش ، و بر اساس غرایز و احساسات تحلیل کردن و تصمیم گرفتن به مقصد نمی رسیم، آنچه که تن می خواهد، مقایسه و مسابقه است ،
با تصمیم گیری های فرضی، و معامله و بده بستان با خدای ذهنی هم به جایی نمی رسیم، و بازی ذهن است، تصمیم گیری های فرض ،تصمیم گرفتن با داده های غلط است، پس هر نتیجه ای هم که از آن استباط کنیم اشتباه است، مثل اینکه دکتر به جای دارو گچ به شما بدهد، شما خودتان را گول می زنید که دارید دارو مصرف می کنید، پس دل ما را فریب می دهد،آنچه دل می خواهد رضایت و خشنودی الکی شماست،
راه رسیدن به عشق از عقل ،تن و دل به دست نمی آید،
اگر کسی بگوید ، من عقل ،تن و دل را کنار گذاشتم ، پس به یقین در مسیر عشق قرار دارم و به عشق می رسم،
تصور و یقین اینگونه هم توهم است و به عشق منتهی نمی شود،
عشق با رفتن به سکوت،و عدم و برگشتن، با خاموش کردن گفتگوی سر، با شنیدن صداها اطراف بدون تحلیل، با دیدن چیزها بدون بحث، با حس کردن گرما و سرما بدون نظر دادن، با زندگی در لحظه به دست می آید،
ایرج بهرامی فر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
متکامل منظورم بود
ایرج بهرامی فر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
پیشنهاد من این است که این وزن را بحر متکال مثمن سالم م بنامیم نطرتان چیست
علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۹:
مولانا در این شعر مذهب عاشقی را عنوان می کند، مذهب عاشقی حالتی است که شخص فراتر از عقل تصمیم می گیرد و مبنای تصمیم گیری او عدم است، بنابراین از نظر نظر بیرون که تصمیم او را با عقل و اطلاعات خودشان تحلیل می کنند، ممکن است دیوانگی و بی عقلی باشد، برای مثال سوراخ کردن کشتی توسط خضر پیامبر از نظر موسی که عقلی تصمیم می گیرد، بی عقلی و خود کشی است، ولی از نظر خضر که آگاهی در ناخودآگاه دارد، بایست انجام شود،
مولانا می فرماید، اگر مذهب عاشق داشته باشیم یا به عدم وصل باشیم و فراتر از عقل تصمیم بگیریم،کار ما که از نظر دیگران دروغ است، در واقع از راستی و احسان بهتر است،اگر در این مسیر سختی می بینیم ،خاری نهد دلبر، لازم است و بایست باشد، اگر کار ما از نظر دیگران کفر و بی دینی است، اشکالی ندارد،
چونکه طی مسیر تعالی همه اش با اتفاقات مثبت و خوب مقدور نیست،
یوسف هم برای اینکه عزیز مصر شود ،در چاه افتاد، و زندان رفت چاه افتادن و زندان رفتن، از نظر ناظر بیرونی مصیبت و بدبختی است، ولی لازم بود تا او را به بزرگی برساند و استعداد او را متجلی کند،
جمشید در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
آدم شاخ در میاره از بعضیا...هموطن مگه مجبوری تو هر زمینه ای اظهار نظر کنی؟آخه بگفتم به جای گرفتم؟؟؟هجران بجای دوست؟؟؟کاش یاد بگیریم گاهی وقتا،فقط گاهی وقتا بگیم من در این زمینه اطلاعی ندارم....ضمنا اونا که با لفاظی میخوان حافظ و سعدی رو بکنن تو خمره اسلام و در بیارن زحمت بکشن بجای تکرار جملاتی از مطهری و خرمشاهی و..که قرآن خوانن تا کارشناس ادب فارسی...خودشون یه دور دیوان شاعران رو بخونن تا ببینن اینا آدم زمینی بودن،اشعار زمینی گفتن...عشقشونم زمینی بوده...حافظ گفته نوش کن جام شراب یک منی تا بدان بیخ غم از دل بر کنی...شراب معرفت کیلیوییه؟
علی حسنی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۲:
مولانا در حالتی قرار دارد که این حالت خود را دوست خطاب می کند، تا زمانی که در این حالت قرار دارد یا با دوست نزدیک است، همه چیز درست و صحیح است،ایمن است،گرفتاری و مشکلات ندارد،اما زمانی که از این حالت دور شود، یا به تعبیر شاعر از دوست فاصله بگیرد، مدام اتفاقاتی برایش می افتد، یا خطرهایی او را تهدید می کند، و مثل زهری زندگی او را تلخ می کند، به خودش می گوید، تو که می دانی نبایست از این حالت(نزدیک یار)دور شوی، پس چرا این کار را می کنی،و می گوید، نفس و واکنش ها فریبم می دهند، می گویند به نفس پاسخ بده و برگرد، یا به خواسته های بد خود را انجام بده و سریع برگرد، در صورتیکه برگشتن دشوار است،
حالتی که مولانا در او قرار دارد، زندگی در لحظه است، یعنی به گذشته، آینده اجازه نمی دهد که او را با خودش به جاهای مختلف ببرند، در زمان حال هم ،همه موضوعاتی که به ذهن او می رسد را کنترل می کند، و اجازه نمی دهد هر موضوعی مطرح شود ، و او را با خودش ببرد، فقط با موضوعاتی است که بایست به آنها بپردازد، بعبارت دیگر بر گفتگوی سر خود کنترل دارد، و گفتگوی سر را خاموش می کند،،
و در ارتباط با اتفاقات ،از عدم تصمیم می گیرد، یعنی مثال گربه گرسنه ای است که برای گرفت موش دست پاچه ،دست در هر سوراخی نمی کند، یعنی واکنشی تصمیم نمی گیرد، از طرفی بی خیال یک جا نمی نشیند و نمی گوید خدایی که مرا خلق کرده بایست روزی مرا برساند، واکنش منفی نمی دهد، یا با تصمیم عقلی نمی گوید من با تحقیق و عقل به این نتیجه رسیدم که ،فقط موش بر فرض در سوراخ 5 است، و به بقیه راه حل های کاری نداشته باشد،
او می داند گرسنه است، و بایست شکمش را سیر کند، منتظر است تا موشی از سوراخی بیرون بیاید و آن را شکار کند،
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدهاست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
تند خویی را به مغرور بودن می توان تعبیر کرد
و رمزگفتن را به هشداردادن
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:
در زمینه ی دیگری سیر می کند
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:
هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفتهتر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد
ابداً در حیطه ی رباعیات خیام نیست
گفتار خیام زمینه ی دیگری سیر میکند
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۳۳ - جواب دادن حورزاد جمشید را:
گرامی سپیده
به نزد حاجب آمد گفت کای یار
غریب و خسته و سرگشته بیمار
ندارم اندرین شهر آشنایی
که ما را گوید امشب مرحبایی
کسی را میجوید که از او استقبال کند
ایرج بهرامی فر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
غزلی از بیدل دهلوی بر وزن متفاعلتن، این غزل 24 هجایی دارد، ترکیبی است از بحر کامل و وافر و در فارسی و عربی نظیر ندارد
هر مصرع این غزل بیست چهار هجا دارد و خواندن یک بیت آن که دارای 48 هجا می باشد کمی دشوار است
ایرج بهرامی فر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
این غزلی از بیدل دهلوی بر وزن متفاعلتن، این غزل 24 هجایی دارد، ترکیبی است از بحر کامل و وافر و در فارسی و عربی نظیر ندارد
هر مصرع این غزل بیست چهار هجا دارد و خواندن یک بیت آن که دارای 48 هجا می باشد کمی دشوار است
۸ در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۳:
از زبان استاد سخن بسیار دور است
.. در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
درود
به گمانم ش مفعول غیرمستقیم است
از مستی برای او چیزی بگو (که او بیخبر از عالم مستیاست)
حسین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
سلام و سپاس به خاطر سایت بی نظیرتون.
ای کاش معانی ابیات این شعر زیبا رو هم قرار بدید...
ایرج بهرامی فر در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
به نظر من شاعر خواسته است از افاعیل عروضی بحر کامل و وافر یه چیزی ساخته باشه والا در اشعار عربی هم سابق نداشته است البته من با برنامه ای که داشت در عروض اشعار عربی کمی بررسی کردم دیدم همچین وزنی نیست.
محمود کریمی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد: