منت ایزد را که بر شرع نبی اقرار من
این گواهی بس که زاهد میکند انکار من
در خراباتش به جامی بارها کردم گرو
تا نپنداری سعادت نیست در دستار من
میکده کردم بنا کو بانی بیت الحرام
تا بپرسم بهتر آثار تو یا آثار من
گر سرای شیخ شاهد باز خوانندم چه عیب
هیچکس زیشان نداند خوبتر اسرار من
گفتم آه از آفتاب گرم محشر پیر دیر
گفت مانا غافلی از سایه دیوار من
تا شدم در رسته شیرین لبت شکر فروش
کاروان مصر در تنگ است از بازار من
مفتی ارسگ خواندم رنجش خلاف مردمی است
من که باشم کز خطاب مفتی آید عار من
بر لب غیر آنکه دارد چشم گاه داوری
کی کند وقت تظلم گوش بر گفتار من
خوابش از مژگان مبر ای ناله بو بیند به خواب
چشم شوخش ماجرای دیده بیدار من
رشته تسبیح عمر زاهد ار یغما گسیخت
نیست جای غم فدای تاری از زنار من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل شاعر به ابراز خدای را شکر میپردازد که به احکام پیامبر اعتراف کرده و در مقابل انکار زاهدان قرار دارد. او در میکدهها تجربههای خود را بیان میکند و میگوید که آثار و فضاهای میکده ارزش بیشتری از ظواهر دینی دارند. شاعر نسبت به انتقادات از خود بیتوجهی میکند و بر این باور است که هیچکس نمیتواند به عمق اسرار او پی ببرد. او با اشاره به کاروان مصر به شیرینی لب معشوقهاش اشاره میکند و به بیاعتنایی مفتی و اظهاراتش میخندد. او در نهایت بر این نکته تأکید دارد که نباید به انتقادها و نگرانیها اهمیت داد، زیرا او از زندگی و موجودیت خود راضی است.
هوش مصنوعی: ایزد را شکر که بر پیروزی پیامبر ایمان آوردهام؛ این گواهی برای من کافی است که زاهد بودنم را انکار میکند.
هوش مصنوعی: در میخانه، من بارها با جرعهای شراب، امیدم را سپردم تا تو فکر نکنی که خوشبختی تنها در دست من است.
هوش مصنوعی: من در دل میخانهای ساختم که مانند کعبهام باشد تا ببینم آیا زیباییهای تو از زیباییهای من بیشتر است یا خیر.
هوش مصنوعی: اگر خانه شیخ را بازخوانم، چه اشکالی دارد؟ هیچکس از درون آنها از رازهای من خبر ندارد و این بهتر است.
هوش مصنوعی: گفتم که از گرمای شدید روز قیامت ناله میکنم، پیر راهنمایی گفت که تو از سایه دیوار من غافلی.
هوش مصنوعی: زمانی که در جاذبه و شیرینی لبانت قرار گرفتم، مانند شکر فروشی هستم که کاروانی از مصر در بازار من به تنگ آمده است.
هوش مصنوعی: من خواندهام که رنجیدن از چیزی که خلاف مردم است، کار نادرستی است. حالا من چه کسی هستم که از سخن مفتی احساس عار و شرمندگی کنم؟
هوش مصنوعی: آیا کسی که به جز قضاوت دیگران، خاصیت بینایی دارد، زمانی برای شنیدن شکایت من پیدا خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: خوابش را از مژههایش بگیر، ای ناله! چون در خواب، او ماجرای چشم بیدار من را میبیند.
هوش مصنوعی: اگر رشته تسبیح عمر یک زاهد به هم بریزد، جای نگرانی وجود ندارد؛ چرا که من به خاطر یک تار از زنجیر خویش فدای هیچ نمیشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مجلس سامیّ مجد الدّینی ای کان هنر
چونی از رنج و صداع و زحمت بسیار من
چون ز من هرگز ندید آزار طبع نازکت
بی سبب شاید که جوید طبع تو ازار من؟
تو به دفع کار من مشغول و من فارغ که خود
[...]
هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست
ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من
هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است
[...]
چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
زان سبب شادی نمیگردد به گرد کار من
اشک چشمم سر دل یک یک به رخها بر نبشت
گوییا با اشک بیرون میرود اسرار من
رخت ازین شهرم به صحرا برد میباید که شب
[...]
بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
از خدای خود نترسد چون کند آزار من
سر ز تقوی پا ز مسجد دست از طاعت کشم
تا شود آن نامسلمان راضی از اطوار من
کوشم اندر معصیت چندان که گردم کشتنی
[...]
چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من
پسته خندان شود لب بسته از گفتار من
دامن فکر من است از دامن گل پاکتر
چشم شبنم می پرد در حسرت گلزار من
چون صدف دریادلان را باز می ماند دهن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.