مکن ای فقیه منعم ز حدیث جام و باده
که حرام کرده می را برو ای حلال زاده
زگشاد و بست اختر شبی آن بود که بینم
در خانقاه بسته، سر جام می گشاده
به رهی که نعل ریزد ز تحیر اولین پی
همه اسب شهسواران به کجا رسم پیاده
زند آن چنان زبانه تب غم ز بند بندم
که گمان برند مردم به نی آتش اوفتاده
نه خط است و خال و مویش بر آفتاب رویش
که صفی گناه کاران به قیامت ایستاده
به ره تو خاکم اما به سرم کجا گذاری
مگر آن زمان که دانی فلکم به باد داده
دل تیره روز یغما به شکنج زلف او بین
تو به شاخ سرو گوئی زغن آشیان نهاده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فقیهانی اشاره میکند که از ذکر شراب و میپرانی پرهیز میکنند، در حالی که او خود در خانقاه به شمع جام مینوشد. شاعر از سختیها و مشکلات زندگی صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه برخی از مردم به خاطر عشق و غم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرند. او همچنین بیان میکند که زیبایی و جذابیت معشوقش، او را همچون گناهکاران در قیامت مجازات میکند. در نهایت، او از عشق و وابستگیاش به معشوق سخن میگوید و از تیرگی روزگار خویش شکایت میکند.
هوش مصنوعی: ای فقیه که از نعمتهای دنیا برخورداری، از سخن گفتن درباره نوشیدنی و میخانه و لذتهای آن پرهیز کن، چون تو حرام بودن آن را اعلام کردهای. برو، ای کسی که به حلال بودن متصفی.
هوش مصنوعی: در آن شب، وقتی ستارهها در حال تغییر بودند، دیدم که در خانقاه در حالتی بسته قرار دارد و سر جام باده را میگشایند.
هوش مصنوعی: در مسیری که نشانهها از سردرگمی و ناتوانی خبر میدهند، دیگران که سوار بر اسبان رزم هستند، به کجا میروند، من که پیاده هستم؟
هوش مصنوعی: زندگی من به شدت تحت تأثیر غم قرار گرفته و آنقدر عمیق است که دیگران فکر میکنند آتش به نی افتاده و من در حال سوختن هستم.
هوش مصنوعی: نه تنها نشانههایی از زیبایی او وجود ندارد، بلکه در روز قیامت، کسانی که گناه کردهاند، در مقابلش صف کشیدهاند.
هوش مصنوعی: من در مسیر تو مثل خاکی هستم، اما تو کجا میتوانی مرا بر سر بگذاری؟ جز در آن زمانی که بدانی سرنوشت کارش را به باد داده است.
هوش مصنوعی: دل غمگین و گرفتار یغما را به پیچ و تاب موی او که مینگری، گویا که به شاخه سرو نگاه میکنی و گنجشکی در آشیانهاش نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
غم تو به توی ما را تو به جرعهای صفا ده
که غم تو خورد ما را چه خراب کرد ما را
به شراب شادی افزا غم و غصه را سزا ده
ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.