گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۹۵

 

ای پور ز خاقانی اگر پند پذیریزین پس نشود عالم خاک آبخور تو
خاک است تو را دایه از آن ترس که روزیخون تو خورد دایهٔ بیدادگر تو
شیری که لبت خورد ز دایه چو شود خوندایه خورد آن خون ز لب شیر خور تو
ناچار شود چهرهٔ تو پی سپر خاکگر چهرهٔ خاک است کنون پی سپر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۶

 

می تا خط جام آر به رنگ لب دل‌جویکز سبزه خط سبزه برآورد لب جوی
اکنون که چمن سبز سلب گشت سه لب داشتیعنی لب جام و لب جوی و لب دل‌جوی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی