گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)» - صفحهٔ ۲۹

 

ایرج میرزا » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۹

 

تا خدا تَرکِ خدایی گوید

وز خدایش جدایی جوید

ول کند کرسی و عرش و همه را

کم کند از دو جهان همهمه را

خشگ گردد به رگ هستی خون

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ایرج میرزا
 

کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰

 

نخل امید ز بار افتادست

با غم از چشم بهار افتادست

بیحسابست همان درد دلم

نفسم گر بشمار افتادست

گریه زین تخم که بر سینه فشاند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کلیم
 

[صفحهٔ اول] … [۲۷] [۲۸] [۲۹]