عارضت خورشید اوج دلبری
صورتت رشک بتان آزری
برهمن بیند اگر زلف تو را
کافرم گر نگذرد از کافری!
در شب زلفت دلم ره گم کند
صبح رخسارت نماید رهبری
افتد آشوبی به صحرای ختن
گر دهی بر باد زلف عنبری
لمعه روی تو را بیند اگر
مه نشیند در مقام اختری
از فلک آید به سودای رخت
بر زمین خورشید و ماه و مشتری!
قاف تا قاف جهان نام تو رفت
کس نآرد بر زبان نام پری
در چمن سرو ار ببیند قامتت
سر فرود آرد برای چاکری!
راه و رفتار و روش گم میکند
از خرام و ناز تو کبک دری
سفلگان طغرل به شعر آغشتهاند
ننگ میآید مرا از شاعری!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت خاصی است که معشوق دارد. شاعر از زیبایی چهره و زلفهای او به نحوی توصیف میکند که دیگران را به حیرت و اندیشه وامیدارد. معشوق به قدری دلربا و خوشاندام است که حتی اجرام آسمانی نیز به خاطر او حسرت میخورند. شاعر از احساسات شدید خود نسبت به معشوق میگوید و ابراز میکند که هیچ شاعری نمیتواند به خوبی از زیبایی او بگوید و در این موضوع احساس ننگ دارد. در کل، شعر به بیان احساسی عمیق و شگفتی از زیبایی معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: چهرهات همچون خورشید در اوج زیبایی است و زیباییات به قدری خیرهکننده است که بتهای زیبایی به تو غبطه میخورند.
هوش مصنوعی: اگر برهمن (نماد دانایی و عرفان) زلف تو را ببیند، حتی اگر کافر هم باشم، حاضر نیستم از کفر و نافرمانی بگذرم.
هوش مصنوعی: در شب تار زلفهای تو، دل من راه خود را گم میکند و صبح که چهره زیبایت را میدیدم، آن را به عنوان راهنمایی میپندارم.
هوش مصنوعی: اگر در دشت ختن، هیاهویی به پا شود، این به خاطر آن خواهد بود که تو با وزش موهای خوشبوی خود، همه چیز را به هم میریزی.
هوش مصنوعی: اگر ماه در آسمان به سمت مقام ستارهای که تو هستی بنشیند، زیبایی چهرهات را خواهد دید.
هوش مصنوعی: از آسمان بر اثر عشق تو، خورشید و ماه و سیاره مشتری به زمین میآیند!
هوش مصنوعی: در تمام دنیای بزرگ فقط نام تو مطرح است و هیچکس نام پری را بر زبان نمیآورد.
هوش مصنوعی: اگر در چمن، سرو زیبایی قامت تو را ببیند، سرش را به احترام تو خم میکند و به تو خدمت خواهد کرد!
هوش مصنوعی: از زیبایی و ناز و راه رفتن تو، کبک دری هم گیج و سردرگم میشود و نمیداند چهکار کند.
هوش مصنوعی: افراد پست و بیارزش در دنیای شعر و ادبیات نفوذ کردهاند و این وضعیت باعث شرمندگی من از اینکه خود را شاعری بدانم، میشود!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مار را، هر چند بهتر پروری
چون یکی خشم آورد کیفر بری
سفله طبع مار دارد، بی خلاف
جهد کن تا روی سفله ننگری
بافکاری بود در شهر هری
داشت زیبا روی و رعنا دختری
سیرت تو هست عین سروری
صورت تو هست محض صفدری
مملکت چون جسم و تو چون دیده ای
محمدت چون بحر و تو چون گوهری
در علو قدر و در کنه شرف
[...]
باز یوسف را نگر در داوری
بندگی و چاه و زندان بر سری
بدگمانی کردن و حرصآوری
کفر باشد پیش خوان مهتری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.