گنجور

 
طغرل احراری

شوخ شهرآشوب من گر بی‌حجاب آید برون

با تماشای جمالش آفتاب آید برون!

از می وصلش رقیبان جمله یکسر کامیاب

سوی عاشق آن جفاجو با عتاب آید برون!

در چمن بی‌روی او با گل چسان سازم نگه؟!

شبنم خجلت به رویم چون گلاب آید برون!

آنقدر با یاد او از دیده باریدم گهر

موج طوفان سرشکم را حباب آید برون!

سوختم در مجمر عشق تو ای نازآفرین

هر دمی از دل مرا بوی کباب آید برون

بی‌تو عمری همچو نی با ناله دارم الفتی

برق آهم هر نفس همچون شهاب آید برون

کیست طغرل امت پیغمبر خضر خطش؟!

ای خوش آن پیغمبری کو با کتاب آید برون!

 
 
نسکبان اندروید
کمال خجندی

گر شبی آن مه ز منزل بی نقاب آید برون

ز اول شبه تا دم صبح آفتاب آید برون

تا به چشم من خیال آن به آمد خواب رفت

چون نمک افتد درون دیده خواب آید برون

از جگر خونی که ریزم دل غذا میسازدش

[...]

نسیمی

با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون

آفتاب از برقع و ماه از نقاب آید برون

گر شبی طالع شود بر بام چون بدرالدجا

تا صباح از شام زلفش آفتاب آید برون

تا بود مهمان چشم من خیال چشم او

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از نسیمی
صائب

دل چو گردد صاف آن مه بی حجاب آید برون

صبح چون گردید روشن، آفتاب آید برون

می جهد آتش چو شمع از دیده گریان من

هیچ کس نشنیده است آتش ز آب آید برون

بی دهن شو تا غم روزی نباید خوردنت

[...]

طغرای مشهدی

بس که آن گل صبحدم با آب و تاب آید برون

گر فشارم دیده برعکسش، گلاب آید برون

از فروغ چهره، ابرویش نمی آید به چشم

چون مه نو کز پناه آفتاب آید برون

نشکند بی دستبرد ساغر می سد شرم

[...]

نورس دماوندی

گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون

دیده را از شبنم اشک آفتاب آید برون

بس که مستم از می لعلش خطی گر می کشند

از رگ سنگ مزار من شراب آید برون

بس که از شرم تو گلرویان این زیبند آب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه