به یاد خنده آن لعل میگون
شدم چون غنچه در این باغ دلخون
سواد زلف او شد سر خط من
بود سرمشق من این بخت واژون
نهال قامتش ممتاز باشد
به باغ اعتبار از سرو موزون
کش از رنگ حنا دست هوس را
که از خونم بود پای تو گلگون!
ز هجران تو دریای سرشکم
تلاطم میکند چون موج جیحون
به هم آغشته در سرخ و سفیدی
رخش مانند برف و قطره خون
به نزد کوهکن یکسان نماید
فراز و شیب کوه و دشت و هامون
بود رنگ رخ عذرا ز وامق
طراز دامن لیلی ز مجنون
به یاد نرگس و زلف تو طغرل
شدم چون عین کاف و حلقه نون!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عاشقانه و یادآوری زیبایی معشوق است. شاعر از خنده و زیبایی «لاله میگون» یاد میکند و خود را مانند غنچهای در باغ دلخون میبیند. زلفهای معشوقش به عنوان خط و سرمشق اوست و قامت او در باغ اعتبار شبیه سرو موزون است. شاعر از اشتیاق و عشقش به معشوق صحبت میکند و برای نشان دادن شدت احساسش، به لطافت و زیبایی چهره او اشاره میکند. همچنین، او درد فراق را مانند دریای سرشک خود توصیف میکند و به تضاد رنگهای بقا و گذرای عشق اشاره میکند. در کل، این شعر به زیبایی و غم عشق پرداخته و تصاویر زیبایی از معشوق و احساسات شاعر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به یاد خنده آن دختر زیبا، مانند غنچهای در این باغ پرغم شدم.
هوش مصنوعی: سایه زیبایی زلف او بر زندگی من تاثیر گذاشته و آن زلف مانند یک الگو برای من است. این خوشبختی که تجربه میکنم، باعث تغییرات زیادی در سرنوشت من شده است.
هوش مصنوعی: قامت او در میان دیگران برجسته و خاص است، همچون درخت سرو خوشتناوری که در باغ اعتبار و ارزش قرار دارد.
هوش مصنوعی: دست حسرت را از رنگ حنا بگیر، چون پای تو از خون من رنگین است!
هوش مصنوعی: از دوری تو، اشکهای من مانند دریای طوفانی به تلاطم در آمده است، مانند امواج رود جیحون که بیوقفه به حرکت هستند.
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند برف و قطره خون به هم آمیخته و ترکیب شده است.
هوش مصنوعی: در نزد کوهنورد، طول و ارتفاع کوه و زمینهای صاف و بیابان هیچ فرقی نمیکند؛ او به همه جا به یک چشم نگاه میکند.
هوش مصنوعی: رنگ رخسار دختر عذرا به زیبایی و جذابیت دامن لیلی است که از عشق مجنون شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: به یاد نرگس و موهای تو، دلم به مانند طغرل (نوعی پرنده) پرواز کرد، درست مثل شکل حروف "ک" و "ن" که در کنار هم قرار میگیرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که پرسد زین غریب خوار محزون
خراسان را که بیمن حال تو چون؟
همیدونی چو من دیدم به نوروز؟
خبر بفرست اگر هستی همیدون
درختانت همی پوشند مبرم
[...]
چو نشکوهید او را دل ز جیحون
چرا بشکوهد از حال دگرگون
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون
درآمد موکب عید همایون
که بر صاحب مبارک باد و میمون
سپهر مجد مجدالدین که شاهان
ز مجدش ملک را کردند قانون
عدو بندی که کلکش در دهاده
[...]
نه خورشید جهان کاین چشمهٔ خون
بدین کار است گردان گرد گردون
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.