صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
خوش آنکه هست سر غمت را نشان هنوز
بر دل بسی نهفته ام اما نیامدست
حرف شکایت تو مرا بر زبان هنوز
قدر وفا نگر تو که از قحط مشتری
ماندست این متاع از آن کاروان هنوز
هر چند سرگرانیش از حد گذشته است
بستن بیار عهد وفای توان هنوز
عمرم بسر رسید و دلم گرم ناله باز
پایان منزلست و جرس در فغان هنوز
گل در چمن شکفت و دریغا که عندلیب
خاری نمی کشد ز پی آشیان هنوز
منعم ز گریه روز وداعش چه می کنی؟
محمل نگشته است ز چشمم نهان هنوز
کامم نداده کشت بتیغ ستم طبیب
از من تهی نگشته دل آسمان هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر از عشق و وفا صحبت میکند و به غم و اندوهی که در دل دارد، اشاره میکند. او به یاد سر محبوبش و وفای از دست رفته اشاره میکند و ابراز میکند که حتی با وجود تمام دردها و نالهها، هنوز امیدی در دلش زنده است. شاعر به بیوفایی و رد شدن زمان و احساس نارضایتی از جدایی میپردازد و به عدم توانایی در فراموش کردن محبوبش اشاره میکند. در نهایت، او به احساس تنهایی و ناامیدی در زندگی اشاره دارد و میگوید که حتی با وجود دردها، قلبش هنوز حسرت و آرزوهایی دارد.
هوش مصنوعی: دل من همچنان در چنگال عشق تو در حال خونریزی است، اما هنوز خوشحالم که نشانهای از درد و غم تو باقی مانده است.
هوش مصنوعی: در دل من ناگفتهها و رازهای زیادی وجود دارد، اما هنوز نتوانستهام دربارهی شکایتهای تو صحبت کنم و این حرفها بر زبانم نیامدهاند.
هوش مصنوعی: به ارزش وفا توجه کن، چرا که این کالا به دلیل کمبود درخواست، هنوز از کاروان به ما نرسیده است.
هوش مصنوعی: هرچند که غم و ناراحتی او بسیار زیاد شده است، اما هنوز هم میتوان به وعده وفاداری او امیدوار بود.
هوش مصنوعی: عمرم به پایان رسید و هنوز دل من پر از شکایت و ناله است. اینجا دیگر به آخر راه رسیدهام، اما صدای جرس هنوز به گوش میرسد و نالهها ادامه دارد.
هوش مصنوعی: گل در چمن شکوفا شد، اما افسوس که بلبل هنوز به دنبال آشیانهاش نمیرود و تحمل سختیها را ندارد.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که تو از گریهام در روز وداعش خبری نداشته باشی؟ هنوز یاد او از چشمانم پنهان نشده است.
هوش مصنوعی: دل من هنوز پر از آسمان است، حتی اگر داروی دلم را با ظلم از من بگیرند و کام مرا ندهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
ساکن نگشت عربده عاشقان هنوز
هر برگ گل که باد صبا از چمن ربود
مرغان ز رنگ و بوی تو اندر فغان هنوز
چندین هزار سال حدیث تو گفتهاند
[...]
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز
عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید
مستی و بت پرستی من همچنان هنوز
آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین
[...]
از تو هزار فتنه شود در جهان هنوز
نشکفته است یک گلت از گلستان هنوز
دستی نبردهام چو کمر با تو در میان
کامی ندیدهام چو قدح زان دهان هنوز
تا چون خیال در نظر آمد میان تو
[...]
جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
[...]
جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
شد خاک دیدهٔ مژه ام خون فشان هنوز
ای عالم فراغ، مروت، که هست زان
جان های زخم خورده ز پی دوان هنوز
خاکم به باد رفت سراسیمه هر طرف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.