جان رفت و سینه تیر غمت را نشان هنوز
دل شاهباز عشق ترا آشیان هنوز
در زیر خاک، دل به همین خوش کنم که هست
از خون من نشانه بر آن آستان هنوز
دانستهای که مهر تو با جان نمیرود
کز خاک کشتگان گذری سرگران هنوز
راز نهانیام شده افسانه در جهان
وین طرفهتر که میکنم از خود نهان هنوز
این غم کجا برم که به من از جفای تو
شد غیر مهربان و تو نامهربان هنوز
یارب کجا پیاله لبریز دادهاند
کز باده آستین تو دارد نشان هنوز
میلی درین خیال که بردارد از تو دل
تو دل ازو گرفته و در قصد جان هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق درد و اندوه شاعر به خاطر عشق و فراق است. شاعر در ابیاتش نشان میدهد که با وجود رنج و محنتهای بسیار، دلش هنوز برای عشق معشوقش میتپد. او از جفای معشوق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید و به حسرتهای ناشی از عشق یاری میکند. همچنین، شاعر به راز نهانی و افسانهای درباره عشق اشاره میکند و از بیمهری معشوق گله میکند. در نهایت، او به آرزوی نزدیکی و تجدید عشق اشاره میکند و از دلشکستگیهای خود میگوید.
هوش مصنوعی: جان من رفته و نالهها و غمهای تو هنوز در سینهام باقی مانده است. دل پرندهای عاشق، هنوز هم به یاد تو و به خاطر تو میتپد.
هوش مصنوعی: در زیر خاک، با خود میگویم که حداقل خوشحالم که هنوز نشانی از وجود من بر آن درگاه باقی است.
هوش مصنوعی: میدانید که عشق و محبت تو به آسانی از وجودم نخواهد رفت؛ حتی بعد از مرگ و در خاک مدفون شدهها، هنوز هم نشانههایی از آن باقی است.
هوش مصنوعی: راز پنهان من به یک داستان معروف در دنیا تبدیل شده است و جالبتر اینکه با وجود این معروفیت، هنوز هم از خودم مخفی میمانم.
هوش مصنوعی: این غم کجا بروم که به خاطر خیانت تو، دنیا بر من سخت و بیرحم شده و تو همچنان بیرحم هستی.
هوش مصنوعی: ای خدا، کجاست آن جامی که پر از شراب است و هنوز آثار باده از آستین تو پیداست؟
هوش مصنوعی: در این خیال که کسی به تو علاقه دارد و دل تو را به دست آورده، خودت همچنان در تلاش برای به دست آوردن جان و دل او هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتیم ما و عشق تو اندر میان هنوز
ساکن نگشت عربده عاشقان هنوز
هر برگ گل که باد صبا از چمن ربود
مرغان ز رنگ و بوی تو اندر فغان هنوز
چندین هزار سال حدیث تو گفتهاند
[...]
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
دل خون شد و حدیث بتان بر زبان هنوز
عمرم به آخر آمد و روزم به شب رسید
مستی و بت پرستی من همچنان هنوز
آهنگ کرده سوی بتان جان کمترین
[...]
از تو هزار فتنه شود در جهان هنوز
نشکفته است یک گلت از گلستان هنوز
دستی نبردهام چو کمر با تو در میان
کامی ندیدهام چو قدح زان دهان هنوز
تا چون خیال در نظر آمد میان تو
[...]
جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
شد خاک دیدهٔ مژه ام خون فشان هنوز
ای عالم فراغ، مروت، که هست زان
جان های زخم خورده ز پی دوان هنوز
خاکم به باد رفت سراسیمه هر طرف
[...]
صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
خوش آنکه هست سر غمت را نشان هنوز
بر دل بسی نهفته ام اما نیامدست
حرف شکایت تو مرا بر زبان هنوز
قدر وفا نگر تو که از قحط مشتری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.