سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در مدح وزیر

ای روز عید خلق وز خلق را نجات

بر تو به خیر باد و سعادت شب برات

باشد بلی به خیر و سعادت برات تو

چون خلق را ز عدل تو باشد ز غم نجات

در دیدهٔ مروت و اندر تن خرد

شایسته چون حیایی و بایسته چون حیات

از بهر تازه بودن دل‌های خاص و عام

پیوسته درفشانی چون ابر بر نبات

بر اعتقاد توست دل عام را قرار

بر رأی توست قاعدهٔ خاصرا ثبات

صاحب تویی و صاحب دولت تویی و هست

دولت به تو فروخته خود را به بیع بات

گر در میان بادیه جویی نشان کنی

آنجا رود به دولت تو دجله و فرات

هر شاه را که چون تو وزیری بود بود

شطرنج ملک خصم رسیده به شاه‌مات

از فتح سومنات و ز محمود زاولی

باقی‌ست زنده نامی و او یافته وفات

محمود شاه مشرق دخر الملوک را

دیدار تو وزیر به از فتح سومنات

بهتر ز سومنات گشایی به نوک کلک

بر فال نیک چون بگشایی سر دوات

از خالق کریم سوی تو کرامت است

وز تو به خلق او همه بر است و مکرمات

دادی زکات جاه بسی بندگانش را

ایزد کناد جاه تو افزون ازین زکات

باز آمده به خیر و سعادت برات تو

پذرفته باد روز و شبت روزه و صلات

گر نیک بنگرند به لطف و به قهر تو

دانند کاین حیات دهد وآن دگر ممات

من بنده را نجات ده از محنت زمان

ای روز عید خلق و ز غم خلق را نجات