گنجور

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸

 

آن کس که به دست جام داردسلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافتدر میکده جو که جام دارد
سررشته جان به جام بگذارکاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقواتا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیستدر دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوه‌های مستیاز چشم خوشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

اوحدی » دیوان اشعار » مربع

 

آن سرو سهی چه نام دارد؟
کان قامت خوش خرام دارد
خلقی متحیرند در وی
تا خود هوس کدام دارد؟
ماهی که به حسن او صنم نیست
رخسارش از آفتاب کم نیست
گر دور شود ز دیده غم نیست
کندر دل و جان مقام دارد
من کشتهٔ عشق آن جمالم
آشفتهٔ آن دو زلف و خالم
آنرا خبری بود ز حالم
کو نیز دلی به دام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی