ز استاد، که باد روح او شاد
زیبا مثلی مرا بود یاد
روشن گهرانه، راز می گفت
در سلک فسانه، این گهر سفت
کز خانهٔ کدخدای دهقان
بگریخت بُزی، فراز ایوان
می گشت فراز بام نخجیر
گرگی به گذاره بود، در زیر
بُز دید چو گرگ را به ناکام
بگشاد زبان به طعن و دشنام
چون دید به حال ناگزیرش
افسوس شمرد، تا به دیرش
گرگ از سرِ وقت، گفت کای شوخ
بیداد منت مباد منسوخ
این عربده نیست از زبانت
دشنام به من دهد مکانت
بُز را نرسد به گرگ، دشنام
این طعن و سخط به ماست از بام
زین گونه، درین زمانهٔ دون
افسوس خسان بود ز گردون
هر گوشه، سپهر سفله پرور
بوزینه و بُز نموده سرور
حیزانِ زمانه را به میدان
کرده ست حریف شیرمردان
زین بُز فرمان نبود تشویر
گر بود مجال حملهٔ شیر
بز بر سر بام جا گرفته
خوش عرصه ز دست ما گرفته
تا کی به جهان، جگر توان خورد؟
فریاد ز چرخ ناجوانمرد
هر خیره سری، به کام دارد
یک بزچه؟ که صد به بام دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقل قولی از استاد خود میپردازد که از زیبایی و رازهای زندگی میگوید. داستان به بز و گرگ میرسد؛ بز که در بالای بام نشسته و به گرگی که زیر آن است دشنام میدهد. گرگ به بز پاسخ میدهد که دشنام او بیمعناست و نمیتواند به او آسیب برساند. شاعر با اشاره به شرایط اجتماعی و زمانهای که در آن افراد نادانی به مقام و اعتبار رسیدهاند و در مقابل افراد شجاع و باهوش قرار گرفتهاند، به ناپایداری و بیارزشی این وضعیت انتقاد میکند. او میگوید که بزها در این جهان به یک طعنه و دشنام اکتفا کردهاند و شیرمردان واقعی در مقابل بیعدالتی و ناپاکی به چالش کشیده شدهاند. در نهایت، شاعر به ناامیدی از شرایط موجود اشاره میکند و به وضعیت بدی که جامعه در آن گرفتار است، انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: از استاد یاد کردم که روحش شاد باشد، او برای من مثل زیبایی بود که به یادش میافتم.
هوش مصنوعی: مروارید درخشان، رازی را در قالب داستانی بیان میکرد و این مروارید به خوبی در دست گرفته شده است.
هوش مصنوعی: بزی از خانهی کدخدای دهقان فرار کرد و بر روی ایوان قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در بالای بام یک خانه، گرگی در حال تماشای گستره زیر پای خود بود.
هوش مصنوعی: بز وقتی که گرگ را دید، به خاطر بیثمریاش زبان به توهین و دشنام گشود.
هوش مصنوعی: او وقتی نتیجه ناگزیرش را دید، افسوس خورد و به سمت دیرش رفت.
هوش مصنوعی: گرگ به طور مناسب و به موقع گفت: ای نازکطبع و بازیگوش، امیدوارم که ظلم و ستمت به زودی فراموش نشود.
هوش مصنوعی: این نعره و فریاد تو بیشتر از آنکه به معنای واقعی باشد، نشاندهندهی حال و احوال درونیت است و نه رد و نشانی از توهین یا بیاحترامی به من.
هوش مصنوعی: بز نمیتواند به گرگ جواب بدهم و این توهین و ناسزا از بالای بام به ما مربوط میشود.
هوش مصنوعی: این روزها، آدمهای معمولی در این دوران پایین و بیارزش حسرتخور هستند و از آسمان ناامیدند.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای، آسمان پست و عاجز، میمون و بز را بزرگ و محترم کرده است.
هوش مصنوعی: زمانه را به میدان جنگی تبدیل کرده است و مردان شجاع در برابر حریفان میجنگند.
هوش مصنوعی: از این بز نمیتوان انتظار جنگجویی داشت، اما اگر فرصتی برای حمله به شیر باشد، شاید بتواند خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: یک بز بر روی بام نشسته و حالا عرصه را از ما گرفته است، بهطوری که ما نمیتوانیم کاری بکنیم.
هوش مصنوعی: تا کی باید در این دنیا زجر و درد را تحمل کرد؟ چه فریادی از دست سرنوشت بیرحم!
هوش مصنوعی: هر کسی که بر سر کار خود ثابت قدم باشد، به حاصل خود میرسد، حتی اگر به نظر دیگران بیمعنا یا عجیب بیاید. در مقابل، گاهی اوقات باید سرپرستی را در نظر گرفت که در مقام بالاتری قرار دارد، اما نتیجهای ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.