هر کس که بدست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
اگر خواجه راست میگفت میرزا علی خان که جام در دستش است، بایست یک دانه شلغم داشته باشد که خودش از گرسنگی نمیرد؛ تا بماها که مهمان این سرزمینیم چه رسد؟ حال ها نیز بگردد ز روش گاه بگاه، پریروز گندم در اردوی سرخس صد من، یک صاحبقران خریدار نداشت، امروز در منزل جام، جو یک من دو صاحبقران بهم نمیرسد؛ قوت حیوان وانسان منحصر است ببرف و برد. عالیجاه میرزا احمد میگفت کاغذی از خدمت میرزا برای تو آورده ام، اما هنوز این اخلاص مند بزیارت آن فایز نشده، جز جدال او و خلیفه چیزی ندیده ام.
بلی بعد از مجادلات ومحاورات شدیده عدیده بحمدالله تعالی نگار خامة معجز نگار زیادت شد و از این که بیاد شما بوده ام شکرها کردم و چون مضمون کاغذ جز معرفی و سفارش عالیجاه مشارالیه چیزی دیگر نبود، با آن که دراین وادی غیرذی زرع از هر جهه خجالت حاصل بود، باز یک طوری راه انداختم که چون خودش خوب کسی است؛ ان شاءالله تعالی در خدمت شما نارضائی از من نخواهد کرد و از خدا می خواهم تا زنده ام خلاف فرمایش شما از من صادر نشود، خواه جزئی و خواه کلی و توفیق کرامت فرماید که از عهدة خدمت توانم برآمد.
قو علی خدمتک جوارحی و اشدد علی العزیمه جوانحی وهب لی الجدء فی خشیتک والدوم فی الاتصال بخدمتک
والسلام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به وضوح به شرایط دشوار و تأملاتی درباره مهماننوازی و وضعیت زندگی اشاره دارد. نویسنده از وضعیتی سخن میگوید که در آن شخصی (میرزا علی خان) که دارای مقام و قدرت است، با وجود داشتن یک جام در دست، باید حداقل نیازهای خود را تأمین کند تا از گرسنگی نمیرند. او به نوعی از تناقض و نارسایی در تأمین مایحتاج زندگی اشاره میکند و به تجارب خود از دیدار با دیگران و تبادل نظرها پرداخته است. همچنین، او ابراز امیدواری میکند که در خدمت به دیگران نارضایتی ایجاد نکند و از خدا توفیق در خدمتگزاری میطلبد. در نهایت، متن به نوعی دعا و خواستاری در خدمت به دیگران ختم میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که با داشتن جام (شراب) به خوشی و سرخوشی میپردازد، همیشه در حال خوشی و بزرگی مانند سلطانی است که نامش جم است.
هوش مصنوعی: اگر خواجه راست میگفت که میرزا علی خان جامی در دست دارد، باید حداقل یک دانه شلغم داشته باشد تا از گرسنگی نبیرد؛ پس ما که مهمان این سرزمین هستیم چه جای حرف دارد؟ در حال حاضر هم اوضاع به همین منوال است، چند روز پیش گندم در اردوی سرخس برای صد من خریدار نداشت، اما امروز در منزل جام، جو یک من به دو خریدار نمیرسد؛ خوراک حیوان و انسان به برف و باران وابسته است. عالیجاه میرزا احمد میگفت که کاغذی از میرزا برای تو آوردهام، اما هنوز این خلوصمند بزیارت آن فایز نشده و جز جدال او و خلیفه چیزی ندیدهام.
هوش مصنوعی: بعد از بحثها و گفتگوهای تند و شدید، به لطف خدا نوشتن این نامه بیشتر شد و از اینکه به یاد شما بودم سپاسگزاری کردم. مضمون نامه فقط معرفی و سفارش فرد محترم بود. با اینکه در این منطقه کمثمر شرمنده بودم، اما سعی کردم شرایطی را فراهم کنم که ایشان که شخصی خوب هستند، انشاءالله از من ناراضی نباشند. از خدا میخواهم تا زمانی که زندهام هیچگاه برخلاف فرمایش شما عمل نکنم، چه در موارد جزئی و چه کلی، و از او میخواهم توفیق دهد تا بتوانم به خوبی به خدمتگزاری خود ادامه دهم.
هوش مصنوعی: خدای من، به من قدرت بده تا با تمام وجود در خدمت تو باشم و عزمم را در این راه تقویت کن. به من توفیق بده تا در ترس از تو جدی باشم و همواره به خدمتگزاری تو ادامه دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.