گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «اردست»

 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - و‌له ایضاً مدحه

 

دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست

دارد به پیش دست و دل شهریار دست

شاه جهان بهادر دوران حسن شه آنک

دارد به خسروان جهان ز افتخار دست

شاهنشهی‌ که بیرون نامد ز آستین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۳

 

از بس نهاده ام به دل داغدار دست

گشته است داغدار مرا لاله وار دست

ای ساقیی که توبه ما را شکسته ای

زنهار از شکسته نوازی مدار دست

ریزند می چو شیشه مگر در گلوی من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۵

 

بگشاد عشق روی تو چون روزگار دست

دست غمت ببست مرا استوار دست

در پای محنت تو از آن دست می زنم

تا برنگیری از سر من دل افکار دست

پیش لبت به کدیه یک بوسه هر شبی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - در مدح حضرت امیر مومنان علیه السلام

 

شد جان و هوش و صبر و خرد را ز کار دست

مشکل دهد دگر به هم این هر چهار دست

دست ای سبو مکش ز حریفان درین خمار

تا عهد کهنه تازه نمایم بیار دست

دادم ز دست حلقهٔ درگاه کعبه را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

حزین لاهیجی » قصاید » شمارهٔ ۱۸ - تجدید مطلع

 

آلودهای به خون من جان نثار دست

کارم تمام تا نکنی بر مدار دست

باید نوازشی دل بی طاقت مرا

گاهی بکش به سلسلهٔ تابدار دست

در شهر شهره ام به تن خسته چون هلال

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی