گنجور

اشعار مشابه

 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷

 

روزی به سر کوی خرابات رسیدم

در کوی خرابان یکی مغبچه دیدم

از چشم بشد ظلمت و سرچشمهٔ خضرم

چون در خط سبز و لب لعلش نگریدم

نقش دو جهان محو شد از لوح ضمیرم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۹

 

دوش از لب نوشش سختی چند شنیدم

کز نوش لبان رشتهٔ پیوند بریدم

چندی به هوس بر در هر خانه نشستم

عمری به طلب بر سر هر کوچه دویدم

بر دامن او بند نشد دست مرادم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۵

 

از قاصد دلبر خبر دل طلبیدم

خاکم به دهن به، ‌که بگویم چه شنیدم

عالم همه در چشم من از یأس سیه شد

جز کسوت پایم به بر دهر ندیدم

آماج جهان ستمم‌ کرد ندامت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۷

 

نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم

چون روی نمودی به از آنی که شنیدم

ازمن مبر ای دوست که بی صحبت تو عمر

بادیست که ازوی به جز از گرد ندیدم

شمشیر مکن تیز بخون من مسکین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۸

 

زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم

جز دود دل خلق در آن حلقه ندیدم

با شیخ نگو نکته توحید که شرکست

این زمزمه دوش از نی و مزمار شنیدم

حاشا که گهی چیده کلیم از شجر طور

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۷

 

پیغام تو را گر همه دل بود بریدم

یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم

سنگ ستم هیچ کس این ذوق ندارد

بسیار زهر گوشه ی دیوار پریدم

در مجلس اغیار ندانم به که بودی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سحاب اصفهانی