گنجور

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۷

 

ای بیخبر از حالت رندان خرابات

زین می نچشیدی که شدی سوی مناجات

گر نوش کنی جرعه زین جام مصفا

آنگاه شوی صوفی صافی ز کدورات

تا چند خوری غصه باغ و رز وانگور

[...]

اسیری لاهیجی
 

اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۳

 

ای طلعت تو مطلع انوار سعادات

خورشید جمال تو عیان از همه ذرات

حسن همه خوبان شده آیات جمالت

ای مصحف رخسار تو مجموعه آیات

در هر چه نظر میکنم از روی حقیقت

[...]

اسیری لاهیجی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴

 

جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات

دیگر به کمالی نتوان کرد مباهات

جویم به دعا چندت و خوانم به مناجات

من ذره تو خورشید من و وصل تو هیهات

ماجمله به تو قایم و تو قایم با لذات

[...]

مشتاق اصفهانی
 

نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۶۴

 

ای گشته صفاتت بجهان آیینه ذات

ذات تو بود مهر و صفاتت همه ذرات

چون مشعله خور که شد از ذره فروزان

ما راست فروزان ز صفت شعشعه ذات

تا رایت عشق تو نگردید نمایان

[...]

نورعلیشاه
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵

 

پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات

هر گه که بر آرم به فلک دست مناجات

گفتی که به خواب تو بیایم شب هجران

در دیده ی من خواب و شب هجر تو هیهات

هم جان دهد و هم بستاند لبت آری

[...]

سحاب اصفهانی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » مخمس

 

ای وصف جمال تو به از جمله حکایات

عشق تو به ویرانه ی دل گنج سعادات

از بس که به جان آمده‌ام بی‌رخ زیبات

پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات

سحاب اصفهانی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » مخمس

 

هر گه که بر آرم به فلک دست مناجات

در دیده ی من خواب شب هجر تو هیهات

از معجزه عیسی بودت بیش کرامات

پیدا بود از حسن تو آثار و علامات

وز شعله آهم به حذر اهل سماوات

[...]

سحاب اصفهانی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸

 

ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت

من باز بگیرم نظر از روی تو هیهات

مشهود چو شد روی تو در چشم یقینم

از لوح دل و دیده بشوئیم خیالات

تا نور تو در طور دلم کرد تجلی

[...]

آشفتهٔ شیرازی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۲۰ - اسیری لاهیجی رحمة اللّه علیه

 

ای بی خبر از حالت رندان خرابات

زین می نچشیدی که شدی سوی مناجات

تا مست ازین می نشوی باز ندانی

اسرار دل اهل دل از شطح و ز طامات

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۲ - آگه شیرازی

 

در میکده ای شیخ گرآیی به ادب باش

کانجا نتوان لاف زد از کشف و کرامات

هر دل که به تابیده در آن نور محبت

خورشید عیان یافته از جملهٔ ذرّات

رضاقلی خان هدایت
 

صفی علیشاه » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳

 

ما را نبود جز بتو امید مراعات

در یاب فقیران خود ای پیر خرابات

هرگز نشد ابروی تو بر حاجت ماخم

تا چشم توان داشتن از غیر بحاجات

هر وعده که دادند بما صومعه داران

[...]

صفی علیشاه
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » مسمطات » مسمط در نعت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

ای ذات خدا را رخ نیکوی تو مرآت

فانی تو به قول و اثر و وصف در آن ذات

نفی من درویش بود پیش تو اثبات

بر حجهٔ قائم که بود شاه خرابات

صفای اصفهانی
 

میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارم

 

شد مصرف پرچانگی شیخ محلات

مجلس همه اوقات

میرزاده عشقی