گنجور

 
نورعلیشاه

ای گشته صفاتت بجهان آیینه ذات

ذات تو بود مهر و صفاتت همه ذرات

چون مشعله خور که شد از ذره فروزان

ما راست فروزان ز صفت شعشعه ذات

تا رایت عشق تو نگردید نمایان

در رزمگه عقل نشد فتح مهمات

کوس لمن الملک تو ای شاه دمادم

کوبند ملایک همه بربام سموات

جز پیش رخت سجده نیاریم که باشد

محراب خم ابروی تو قبله حاجات

زافراد جهان هر که الف وار شده فرد

در عرصه تجرید برافراشته رایات

تا لمعه از نور علی یافت نشد، خضر

بک قطره ز حیوان نشدش یافت بظلمات

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اسیری لاهیجی

ای بیخبر از حالت رندان خرابات

زین می نچشیدی که شدی سوی مناجات

گر نوش کنی جرعه زین جام مصفا

آنگاه شوی صوفی صافی ز کدورات

تا چند خوری غصه باغ و رز وانگور

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اسیری لاهیجی
مشتاق اصفهانی

جز عشق که اشرف بود از جمله کمالات

دیگر بکمالی نتوان کرد مباهات

جویم بدعا چندت و خوانم بمناجات

من ذره تو خورشید من و وصل تو هیهات

ماجمله بتو قایم و تو قایم با لذات

[...]

سحاب اصفهانی

پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات

هر گه که بر آرم به فلک دست مناجات

گفتی که به خواب تو بیایم شب هجران

در دیده ی من خواب و شب هجر تو هیهات

هم جان دهد و هم بستاند لبت آری

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از سحاب اصفهانی
آشفتهٔ شیرازی

ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت

من باز بگیرم نظر از روی تو هیهات

مشهود چو شد روی تو در چشم یقینم

از لوح دل و دیده بشوئیم خیالات

تا نور تو در طور دلم کرد تجلی

[...]

رضاقلی خان هدایت

در میکده ای شیخ گرآیی به ادب باش

کانجا نتوان لاف زد از کشف و کرامات

هر دل که به تابیده در آن نور محبت

خورشید عیان یافته از جملهٔ ذرّات

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه