گنجور

اشعار مشابه

 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰

 

بد منشانند زیر گنبد گردان

از بدشان چهر جان پاک بگردان

پای بسی را شکسته‌اند به نیرنگ

دست بسی را ببسته‌اند به دستان

تا خر لنگی فتاده‌است ز سستی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می

 

مادر می را بکرد باید قربان

بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان

بچهٔ او را ازو گرفت ندانی

تاش نکوبی نخست و زو نکشی جان

جز که نباشد حلال دور بکردن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » مسمطها » شمارهٔ ۴

 

زال زمستان گریخت از دم بهمن

آمد اسفند مه به فر تهمتن

خور به فلک تاخت همچو رای پشوتن

آتش زردشت دی فسرد به گلشن

سبزه چو گشتاسب خیمه زد به گلستان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ - در ستایش مرحوم مبرو‌ر شجاع ا‌لسلطنه حسنعلی میرزا طاب‌الله ثراه می‌فرماید

 

ساقی در این هوای سرد زمستان

ساغر می را مکن دریغ ز مستان

سردی دی را نظاره‌کن که به مجمر

همچو یخ افسرده‌گشته آتش سوزان

شعلهٔ آتش جدا نگشته ز آتش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۷ - و له فی المدیحة

 

صبح برآمد به ‌کوه مهر درخشان

چرخ تهی‌ گشت از کواکب رخشان

یوسف بیضا برآمد از چَه خاور

صبح زلیخا صفت درید گریبان

جادهٔ ظلمات شب رسیده به آخر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۸

 

جنبش مژگان دلیل جنبش جانست

جنبش جان چیست پیک قدرت یزدان

کی بودش آگهی ز جذبهٔ قدرت

آنکه ندارد خبر ز جنبش مژگان


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان

 

خرم و آباد باد مرز خبوشان

هیچ دلی از ستم مباد خروشان

گرچه خبوشانیان خروشان بودند

بینی زین پس خموش اهل خبوشان

مردی باید ستوده‌خوی کزین پس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرا بهار
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۸ - همورا ستوده است

 

تهنیت عید را چو سرو خرامان

از در خرپشته اندر آمد جانان

بو یا زلفش به بوی عنبر سارا

رنگین رویش به رنگ لاله نعمان

کرده به شانه دو تاه سیصد حلقه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۷۰

 

تا نکند درد رخنه در دل انسان

راه نیابد در او محبت جانان

تا نزنی عقده بر سلاسل گیسو

جمع نبینی دل هزار پریشان

شرم کن آخر ز توبه های شکسته

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

غبار همدانی
 

کلیم » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۶ - تاریخ فتح بلخ و بدخشان

 

شکر خدا را که یک توجه اقبال

زد دو گل فتح تازه بر دوران

همچو خدنگی که بگذرد زدو نخجیر

گشت بیک دفعه فتح بلخ و بدخشان

شاهد این فتح را رسد ز نکویی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کلیم
 

صفای اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰ - در شکوه از قطع مستمری خود و نکوهش ظلم گوید

 

از پی تشکیل حل ز عقد خراسان

حل مشاکل کنم بطرزی آسان

آسان گویم که گر بگویم مشکل

یکسر مشکل شود حدیث خراسان

مشرق خورشید آسمان حقیقت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صفای اصفهانی
 

ادیب الممالک » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۶ - چکامه

 

مرد چو باشد بوقت کار هراسان

مشکل گردد و را بدیده هر آسان

عزم درست و دل قویت چو باشد

کوه توانی همی بسفت به پیکان

باید دل ساخت ز آهنی که نگردد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ادیب الممالک فراهانی