ملک مانند گوی بود بمیدان
آمده از هر گروه در خم چوگان
شاه بچوگان کوی ملک ربودن
کوی ز یال یلان ربود بمیدان
گوی ربایان بدشت معرکه دادند
گوی بچوگان شه ز گوی گریبان
چون تن بی جان نمود حضرت بی شاه
شاه خرامید و بهره یافت تن از جان
منبر و مهر و نگین و سکه تجمل
یافت ز القاب و نام و کنیت خاقان
شاه جهان رکن دین و دنیا مسعود
آنکه نزاید چنو ز انجم و ارکان
شاه حسن نسبت و حسین سیر و خله
تابع و مأمور حق بعدل و باحسان
عالی تمغاج خان عالم عادل
چشمه خورشید عدل و سایه یزدان
خسرو اسلام کز حمیت دین است
حامی صدبار صد هزار مسلمان
هست بدنیا چو ظل عرش بعقبی
سایه چترش پناه . . . ایمان
از پدر کامگار خود ملک شرق
شاه جهان داور دلیر قراخان
تا پسر آبتین بگوهر عالیست
خسرو و مالکرقاب و نافذ فرمان
وز پسر آبتین خلف بخلف شاه
تا ملک آب و طین خلیفه کیهان
ای بسلاطین پر از شجاعت و مردی
قاهر و غالب چو بر رعیت سلطان
تاج فریدون ترا و تو نه فریدون
ملک سلیمان ترا و تو نه سلیمان
ناظر خورشید رخ بچشم ستاره
چون تو نه بیند جهان ستان و جهانبان
زر کند از خاک تیره تابش خورشید
تا کف رادت کند ببزم زرافشان
تا بصف رزم سر فشانی بهرام
تیغ فسان کرده برکشد ز دل کان
زرگر و آهنگر تواند دو اختر
بزم ترا این بکار و رزم ترا آن
تیغ گهردار تست چون ز زبرجد
لوح مرصع شده بلؤلؤ عمان
لوح زبرجد درخت مرجان سازی
لؤلؤعمان کنی چو لاله نعمان
از همه شاهان تراست آنکه بهیجا
لؤلؤ و لالا کنی زبرجد و مرجان
در صف هیجا ز میخ نعل مهلل
باره سندان سمت بسنبد سندان
پای چو اندر رکاب یکران آری
نعل بیفتد ز آتش تک یکران
داغ کنی در شکارگه بتکاپوی
گوره خران را بنعل یکران یکران
خفته کمان تراست قبضه ز نصرت
راست خدنگ ترا ظفر پر و پیکان
از زه و زاغ کمان تست پس قاف
عنقا همچون تذرو و در خس پنهان
صر صر پر خدنگ عنقا صیدت
برکند از جای قاف را ز بیابان
سایه عدل تو پادشاه همایون
ظل همایست بر ممالک توران
حضرت جلت که دار ملک تو شاه است
جنت دنیاتس بلکه جنت رضوان
رضوان پروردگان رعیت و در وی
جور و ستم نی بقدر نیم سپندان
عدل تو بر بندگان ز ایزد فضل است
فضل ورا بر تمام گفتن نتوان
از شعرائی که مدح سید گفتند
کس نبد ای شاه خوب شعر چو حسان
مدحت حسان ستوده گشت بسید
مدحت مار ابحق خویش همان دان
کسوت مدح تو پادشاه جوانبخت
پیر سخن بخیه زد بسوزن کمسان
ز اهل سخن تا بشاهنامه طوسی
خوانده شود داستان رستم دستان
باد کمین بنده تو در صف مردی
رستم دستان بزور تن نه بدستان
ملک تو بستان آفرین خدای است
عدل ترا اعتدال سرو ببستان
فرق سرت سبز باد همچو سر سرو
تا که سر سرو سبز باشد یکسان
تا بدم صور چرخ اخضر و اختر
بسته بسر سبزی تو بیعت و پیمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن توصیفی از ویژگیها و صفات یک پادشاه عادل و بزرگ است که به مانند یک گوی در میدان چمن به تصویر کشیده شده است. او نه تنها قهرمان میدان جنگ، بلکه حامی دین و حمایتکننده مردم است. صفات این پادشاه شامل شجاعت، عدل، و حمایت از مسلمانان است. همچنین، او به بهشت و جنت رضوان تشبیه شده و سایهاش نعمت و برکت بر سر مردم است. متن به ستایش این پادشاه و تأکید بر مقام و منزلت او پرداخته و او را از دیگر پادشاهان متمایز میکند. پادشاه به یک قهرمان افسانهای مانند رستم نیز اشاره میکند و این نشاندهنده عظمت و قدرت اوست. در نهایت، پیام متن تجلیل از عدالت و کارهای نیکویی است که این پادشاه برای مردم خود انجام میدهد.
هوش مصنوعی: پادشاه مانند گوی به میدان آمده و از هر طرف، افراد مختلفی در بازی چوگان مشغول فعالیت هستند.
هوش مصنوعی: شاه به بچهگان کوی ملک حمله کرد و کوی یلان را از یال آنها ربود و به میدان آورد.
هوش مصنوعی: در دل میدان نبرد، دزدان گوی را از هم ربودند و گوی را به بچههای شاه سپردند تا از گویِ گریبان بچهها بینصیب بمانند.
هوش مصنوعی: وقتی که بدن بدون روح به نظر رسید، آن شاه بینظیر نمایان شد و بدن از روح بهرهمند گردید.
هوش مصنوعی: منبر، مهر، نگین و سکه به دلیل القاب و نام و لقب خاقان به تجمل و زیبایی دست یافتهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شاهی میپردازد که پایهگذار دین و دنیای مرفه است و به نوعی درخشش و عظمت او را ستایش میکند. چنین شخصی از آنچه که در آسمانها و ستارهها وجود دارد، بوجود نیامده و از ویژگیهای خاصی برخوردار است که او را از دیگران متمایز میسازد.
هوش مصنوعی: حسن شاه و حسین به عنوان چهرههای برجسته، زیر نظر و فرمان الهی با عدالت و نیکی عمل میکنند.
هوش مصنوعی: عالی تمغاج خان، فردی عادل و دانشمند است که مانند چشمهای از نور و عدالت میدرخشد و سایهای از خداوند را بر سر دارد.
هوش مصنوعی: خسرو اسلام که به خاطر دفاع از دین، حامی و پشتیبان صدها هزار مسلمان است.
هوش مصنوعی: انسان در دنیا مانند سایهای است که در زیر چتر عرش قرار دارد و به طریق ایمان خود پناه میگیرد.
هوش مصنوعی: پدر موفق من، شاه جهان داور دلیر، سلطنت قراخان را به دست دارد که در شرق قرار دارد.
هوش مصنوعی: پسر آبتین دارای ارزش و مقام بالایی است و او هم مانند خسرو و مالک، قدرت و نفوذ زیادی در فرمانروایی دارد.
هوش مصنوعی: از نسل آبتین، پادشاهی به وجود آمده که بر سرزمین آب و خاک، جانشین فرمانروای آسمانی است.
هوش مصنوعی: ای حکمرانان شجاع و قوی، شما بر رعیت خود سلطنت میکنید.
هوش مصنوعی: تاج و تخت فریدون برای توست، اما تو مانند فریدون نیستی. ملک سلیمان در دستان توست، اما تو همانند سلیمان نیستی.
هوش مصنوعی: خورشید هرگز چهره تو را مانند ستارهها نمیبیند، زیرا تو کسی هستی که جهان و فرمانروای جهان را تماشا میکنی.
هوش مصنوعی: زر از خاک تیره و سیاه به وجود میآید و نیاز دارد که تابش خورشید آن را به شکل طلا درآورد؛ این نشاندهندهی این است که برای رسیدن به زیبایی و ارزش، باید از تاریکی و مشکلات عبور کرد. در نهایت، تلاش و زحمت باعث میشود که زیبایی و شکوه به دست آید.
هوش مصنوعی: بهرام با دلاوری و شجاعت در میدان نبرد به صف دشمن حمله میکند و شمشیرش مانند افسانهای از دل دشمنان میکشد.
هوش مصنوعی: زرگر و آهنگر میتوانند دو ستاره در مجالس تو باشند، یکی برای کارها و دیگری برای جنگ و نبرد تو.
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند گوهر گرانبهایی است که بر روی لوحی زینت داده شده و با لؤلؤهای عمانی تزیین گردیده است.
هوش مصنوعی: درختانی که از مرجان ساخته شده و بر روی صفحات زبرجد قرار گرفتهاند، زیبایی و جلالی دارند که شبیه به لالههای نعمان است. این توصیف نشان از شکوه و زیبایی یک مکان یا منظره دارد.
هوش مصنوعی: از میان تمام پادشاهان، کسی ارزشمندتر است که بتواند مروارید و سنگهای قیمتی را در جایی مناسب قرار دهد، مشابه کار گذاشتن زبرجد و مرجان.
هوش مصنوعی: در میان شلوغی و هیاهو، صدا و تن صدای ضربههایی که به میخ زده میشود در کنار سنگینی سندان را احساس میکنیم. این صداها نشاندهندهٔ فعالیتی مستمر و پرجنبوجوش هستند.
هوش مصنوعی: وقتی پای شما ثابت و استوار بر رکاب باشد، نعل از آتش سقوط میکند و هیچ چیز نمیتواند مانع این قدرت و ثبات شود.
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی شکار هستی و تلاش میکنی، باید به دیوانگی و سختکوشی گورخرها در حالی که در تلاشند تا زین بپوشند، توجه کنی.
هوش مصنوعی: تیر و کمان تو نشانهای از پیروزی و قدرت هستند. پیروزی و موفقیت تو به مانند تیر قوی و کشیدهای است که با دقت و توانایی به هدف میرسد.
هوش مصنوعی: این شعر به معنای این است که تو از زهر و زغال کمان خودت هستی، بنابراین قافله عنقا مانند پرنده تذرو در میان علفها پنهان است. به نوعی، اشاره به این دارد که وجود تو به شکل خاصی بر دیگران تأثیر میگذارد و در عین حال، چیزهای نادر و باارزش در بین چیزهای معمولی پنهان هستند.
هوش مصنوعی: طوفانی از سوی پرندگان افسانهای به راه افتاده که قاف، نماد سفر و جستجو، را از مکان خود در بیابان دور کرده است.
هوش مصنوعی: سایه عدالت تو، مانند پادشاهی بزرگ، بر سرزمینهای توران گسترده است.
هوش مصنوعی: جایگاه تو در ملک و سلطنت، بهشت دنیویت است؛ بلکه بهشت نعمت و رضای الهی است.
هوش مصنوعی: بهشت، پاداش کسانی است که به خوبی خدمت کردهاند و در آنجا ظلم و ستم به اندازهای نیست که حتی از نیمه خواب هم بالاتر رود.
هوش مصنوعی: عدل تو بر بندگان از فضل و کرم خداست و در حقیقت، نمیتوان دربارهٔ فضل و برتریات به طور کامل سخن گفت.
هوش مصنوعی: از شاعرانی که در ستایش سید سخن گفتند، هیچکس مانند حسان نبوده است، ای شاه! تو نیز خوب شعر را سرودهای حسان را میدانی.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش حسان به اندازهای زیاد شد که او به طرفداری از مار خود پرداخت.
هوش مصنوعی: به ستایش تو، پادشاه خوشبخت، با طرز خاصی سخنانی را به هم دوختهاند که به نازکی و دقت شبیه دوختن با سوزن است.
هوش مصنوعی: از میان اهل ادب، تا زمانی که شاهنامه فردوسی روایت شود، داستان رستم و دستان او نقل میشود.
هوش مصنوعی: باد به کمین نشسته و بنده تو در صف مردی است که به قد و قامت رستم دستان میباشد، اما او بهزور نمیتواند مقابل تن تو بایستد.
هوش مصنوعی: پرچم تو در بهشت به دست خداوند است و انصاف تو مانند تازیانهای است که درختان باغ را راست نگه میدارد.
هوش مصنوعی: بدن تو مانند درخت سرو سرسبز و زیباست. تا زمانی که زیبایی و طراوت درخت سرو باقی بماند، تو هم در طراوت و زیبایی خواهی بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تصویر چرخ سبز و ستارهای را ببینم، در وفاداری و پیمان تو باقی میمانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مادر می را بکرد باید قربان
بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان
بچهٔ او را ازو گرفت ندانی
تاش نکوبی نخست و زو نکشی جان
جز که نباشد حلال دور بکردن
[...]
شاه چو بر کند دل ز بزم و گلستان
آسان آرد بچنگ مملکت آسان
وحشی چیزی است ملک و این زان دانم
کو نشود هیچگونه بسته بانسان
بندش عدل است و چون بعدل ببندیش
[...]
ای بزمین بر ، بزرگ سایۀ یزدان
ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان
آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی
پور سیاوش نکرد و رستم دستان
روی تو نادیده ، هر که نام تو بشنید
[...]
آنگه رزبانش را بخواند دهقان
دو پسر خویش را، دو پسر رزبان
هر یک داسی بیاورند یتیمان
برده به آتش درون و کرده به سوهان
تهنیت عید را چو سرو خرامان
از در خرپشته اندر آمد جانان
بو یا زلفش به بوی عنبر سارا
رنگین رویش به رنگ لاله نعمان
کرده به شانه دو تاه سیصد حلقه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.