گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۶

 

به فرش و اسپ و استام و خزینهچه افزاری چنین ای خواجه سینه؟
به خوی نیک و دانش فخر بایدبدین پر کن به سینه اندر خزینه
شکر چه نهی به خوان بر چون نداریبه طبع اندر مگر سرکه و ترینه؟
چو نیکو گشته باشد، خوت، بر خوانتچه میده است و چه کشکینهٔ جوینه
اگر نبود دگر چیزی، نباشدز گفتار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۰

 

دلم از دست تو دایم غمینهببالین خشتی و بستر زمینه
همین جرمم که مو ته دوست دیرمکه هر کت دوست دیره حالش اینه


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۱

 

چه باغ است اینکه دارش آذرینهچه دشت است اینکه خونخوارش زمینه
مگر بوم و بر سنگین دلان استمگر صحرای عشق نازنینه


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

رشیدالدین وطواط » مقطعات » شمارهٔ ۸۲ - در حق جمال الدوله حری

 

جمال دولت حری ، بافضل
شد اندر خاتم حری نگینه
بپیش رأی او خورشید تابان
بود چون پیش یاقوت آبگینه
فلک با نیک خواه او بمهرست
چنان با بدسگال او بکینه
بجاه او مکرم گشت خوارزم
چنان کز جاه پیغمبر مدینه
یکی پر در سفینه عاریت داد
مرا آن در معالی بی قرینه
بیک نظرت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط