گنجور

منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنوی

 

الا یا خیمگی! خیمه فروهلکه پیشاهنگ بیرون شد ز منزل
تبیره زن بزد طبل نخستینشتربانان همی‌بندند محمل
نماز شام نزدیکست و امشبمه و خورشید را بینم مقابل
ولیکن ماه دارد قصد بالافروشد آفتاب از کوه بابل
چنان دو کفهٔ زرین ترازوکه این کفه شود زان کفه مایل
ندانستم من ای سیمین صنوبرکه گردد روز چونین زود زایل
من و تو غافلیم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

منوچهری
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۴

 

زهی زلفت شکسته نرخ سنبلگلستان رخت خندیده برگل
رسانده خط بیاقوت تو ریحانکشیده سر ز کافور تو سنبل
عروسی را که او صاحب جمالستچه دریابد گرش نبود تحمل
چو ریش خستگانرا مرهم از تستمکن در کار مسکینان تغافل
اگر گل را نباشد برگ پیوندچه سود از نالهٔ شبگیر بلبل
بجانت کانکه برجان دارم از غمنباشد کوه سنگین را تحمل
اگر عمر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳

 

مبند، ای دل، به جز در یار خود دلامید از هر که داری جمله بگسل
ز منزلگاه دونان رخت بربندورای هر دو عالم جوی منزل
برون کن از درون سودای گیتیازین سودا به جز سودا چه حاصل؟
منه دل بر چنین محنت سراییکه هرگز زو نیابی راحت دل
دل از جان و جهان بردار کلینخست آنگه قدم زن در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸۰

 

حرامم بی ته بی آلاله و گلحرامم بی ته بی آواز بلبل
حرامم بی اگر بی ته نشینمکشم در پای گلبن ساغر مل


متن کامل شعر را ببینید ...

باباطاهر
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۱

 

مرا از عشق تو دستیست بر دل
مرا از دست تو پاییست در گل
مرا از نقطه خالت زده موج
محیط عشق تو در مرکز دل
مرا در عالم دل خسروانند
همه فرهاد آن شیرین شمایل
دگر مردار بویحیی نگردم
اگر گردم بتیغ عشق بسمل
چو تو در رفتن آیی آب چشمم
رود اندر پی تو چند منزل
درین ره چون جرس بردارم آواز
فغان از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۳۹

 

چو از زلفش بدین روز اوفتادمتو هم ای شب مکن برمن تطاول
نباشد چون جمالت مجلس افروزاگر خورشید بنشیند به محفل


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۵

 

مسلمانان برفت از دست من دل
چو دیدم آنچنان شکل و شمایل
جهانی را بدین شکل و شمایل
همی بینم چو خود امروز مایل
زهی صانع خدا کز لطف بنگاشت
از این سان صورتی از آب و از گل
نباشد چون جمالت مجلس افروز
اگر خورشسید بنشیند به محفل
دلم منزل به زلفت کرد، گویی
نخواهد رفت ازین فرخنده منزل
تنم کز خاک گردد نقش […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۴

 

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
گلستان رخت خندیده بر گل
رسانده خط یاقوت تو ریحان
کشیده خط به کافور تو سنبل
عروسی را که او صاحب جمال است
چو دریابد، گرش نبود تحمل
چو ریش خستگان را مرهم از تست
مکن در کار مسکینان تغافل
اگر گل را نباشد برگ و پیوند
چه سود از ناله شبگیر بلبل؟
به جانت کانکه بر جان دارم از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » الایا خیمگی خیمه فروهل

 

الایا خیمگی خیمه فروهل

که پیش آهنگ بیرون شد ز منزل

خرد از راندن محمل فرو ماند

زمام خویش دادم در کف دل


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۲۴ - وله ایضا

 

کمال الدّین که چرخ پیر نارد
جوانی چون تو در انواع کامل
امل از کیسة جود تو فربه
فلک با رفعست قدر تو نازل
زده از یکدلی اندر هوایت
که مقصودی از آن آرد به حاصل
غریبی از تو می خواهد دومن می
مکن بر خویش و بروی کار مشکل
مگو چون و کجا؟ امروز و فردا
به همّت گوی کالهّم سهّل
بده گر دست […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل