گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸

 

نخستین باده کاندر جام کردندز چشم مست ساقی وام کردند
چو باخود یافتند اهل طرب راشراب بیخودی در جام کردند
لب میگون جانان جام در دادشراب عاشقانش نام کردند
ز بهر صید دل‌های جهانیکمند زلف خوبان دام کردند
به گیتی هر کجا درد دلی بودبه هم کردند و عشقش نام کردند
سر زلف بتان آرام نگرفتز بس دل‌ها که بی‌آرام […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷

 

خوشا آنان که ترک کام کردند

به کام عار ننک از نام کردند

بخلوت انس با جانان گرفتند

بعزلت خویش را گمنام کردند

بشوق طاعت و ذوق عبادت

شراب معرفت در جام کردند

ز بهر صید معنی دانهٔ ذکر

فکندند و ز فکرش دام کردند

بحق بستند چشم و گوش و دل را

محبت را بعرفان رام کردند

بحق پرداختند از خلق رستند

بشغل خاص ترک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » گناه عشق و مستی عام کردند

 

گناه عشق و مستی عام کردند

دلیل پختگان را خام کردند

به آهنگ حجازی می سرایم

«نخستین باده کاندر جام کردند»


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳

 

سر زلفی به عالم دام کردند
دل رم خوردگان را، رام کردند
چه جانها سوختند از داغ حسرت
که تیغ غمزه، خون آشام کردند
دلم را داد ساقی بادهٔ عشق
دربن بزم، آتشم در جام کردند
سحر خیزان صفای صبح محشر
از آن چاک گریبان وام کردند
کجا، پیش که یارب می توان گفت
که خود کامان مرا ناکام کردند؟
دلم را گلرخان، کشور پناهان
خرابات […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی