خوشا آنان که ترک کام کردند
به کام عار ننک از نام کردند
بخلوت انس با جانان گرفتند
بعزلت خویش را گمنام کردند
بشوق طاعت و ذوق عبادت
شراب معرفت در جام کردند
ز بهر صید معنی دانهٔ ذکر
فکندند و ز فکرش دام کردند
بحق بستند چشم و گوش و دل را
محبت را بعرفان رام کردند
بحق پرداختند از خلق رستند
بشغل خاص ترک عام کردند
نظر را وقف کار دل نمودند
بجان این کار را اتمام کردند
ز دنیا و غم دنیا گذشتند
مهم آخرت انجام کردند
کشیده دست از آسایش تن
بمحنت همچو فیض آرام کردند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره افرادی است که دنیا و لذتهای آن را رها کرده و به سوی معنویت و معرفت رفتهاند. آنان با ترک امور دنیوی، به انس با معشوق حقیقی خود پرداخته و خویش را در گمنامی انتخاب کردهاند. این افراد با شوق عبادت و درک حقایق، دل و جان خود را وقف طاعت و محبت کردهاند و در پی معنا و حقیقت، از ذکر و تفکر بهرهمند شدهاند. آنها از خلق و شغلهای دنیوی رسته و به آخرت و انجام کارهای معنوی مشغول شدهاند. در نهایت، با دست کشیدن از آسایش جسم، در محنتها نیز آرامش یافتهاند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسانی که از خواستههای خود دست کشیده و به خاطر نام و اعتبار خود، احساس ندامت نمیکنند.
هوش مصنوعی: در خلوت و نزد جانان، آنها با تنهایی و دوری خود از شهرت، ایمان و محبت را در دل نهان کردند.
هوش مصنوعی: با عشق به اطاعت و لذت عبادت، شراب شناخت را در جام قرار دادند.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن معنی، دامهای فکری را ساختند و با ذکر و نام، به دنبال آن افتادند.
هوش مصنوعی: محبت باعث شد که چشم و گوش و دل را بسته و به عرفان هدایت کنند.
هوش مصنوعی: با صداقت و عدالت به حقوق مردم رسیدند و از مشاغل عمومی فاصله گرفتند و به فعالیتهای خاص پرداختند.
هوش مصنوعی: نظر خود را بر روی کار دل قرار دادند و با تمام وجود این کار را به پایان رساندند.
هوش مصنوعی: آنها از دنیای فانی و غمهای آن فراتر رفتند و به کارهای مهمی در راستای آخرت پرداختند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فرد از راحتی بدنی خود دست کشیده و به زحمت و سختی روی آورده است، مانند فیض که آرامش و راحتی را به وجود میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترا ایشان چنین خودکام کردند
ز خودکامی ترا بدنام کردند
در آن بخشش که رحمت عام کردند
دو صاحب را محمد نام کردند
ترا انسان کامل نام کردند
میان سالکانت جام کردند
نخستین باده کاندر جام کردند
ز چشم مست ساقی وام کردند
چو باخود یافتند اهل طرب را
شراب بیخودی در جام کردند
لب میگون جانان جام در داد
[...]
شراب عشق چون در جام کردند
خرد را مست و بی آرام کردند
چه با لذت میی بود آنکه گوئی
ز میگون لعل جانان وام کردند
چو نام دلبر از مطرب شنیدند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.