گنجور

شعرهای با وزن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)» و حروف قافیهٔ «لها»

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱

 

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳

 

جنون آنجاکه می‌گردد دلیل وحشت دلها

به‌فریاد سپند ازخود برون جسته‌ست‌محفلها

به امیدکدامین نغمه می‌نالی درین محفل

تپیدن داشت آهنگی‌که خون‌کردند بسملها

تلاش مقصدت برد از نظر سامان جمعیت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴

 

ز برق این تحیرآب شد آیینهٔ دلها

که ره تا محمل لیلی‌ست بیرون‌گرد محملها

کجا راحت‌، چه آسودن‌که از نایابی مطلب

به پای جستجوچون آبله خون‌گشت منزلها

چه دنیا و چه عقبا، سد را‌ه تست ای غافل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

عرفی شیرازی » غزلها » غزل شمارهٔ ۳۱

 

دلم در کعبه رو کرد و همت جوید از دل ها

که خواهد ماندش از بی کعبه ها در طی منزل ها

تو افلاتون دلی، اندیشه را چین در جبین مفکن

در آن وادی که جز حسرت ندانی حل مشگل ها

مثالی گویمت عامی صفت بردار زان نقشی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی شیرازی
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵

 

ز آب چشم من گل شد، براه عشق، منزلها

ندانم تا چه گلها بشکفد آخر ازین گلها؟

شکستی عهد و بر دلهای مسکین سوختی داغی

زهی داغی که تا روز قیامت ماند بر دلها!

من از خوبان بسی غمهای مشکل دیده ام، لیکن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۵

 

مدار از منزل آرایان طمع معماری دلها

که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزلها

سیه شد بس که عالم از چراغ مرده دلها

نمی بینند پیش پای خود را شمع محفل ها

دل بیدار می باید درین وادی، توجه کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶

 

به یک پیمانه می، کرد ساقی حل مشکل ها

به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دل ها

غزالی نیست بی خلخال در دامان این صحرا

ز بس پاشید از زور جنون من سلاسل ها

طلبکار تو چون سیلاب آرامش نمی داند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱

 

به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها

خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها

مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری

که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها

دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابن حسام خوسفی
 

فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۱

 

الا یا ایها المَهدی مدامَ الوَصل ناوِلها

که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد

ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها

چو نور مهر تو تابید بر دل‏های مشتاقان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۷

 

تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها

که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها

انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی

که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکل ها

به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها

که بوی دوست می آید ازان فرسوده منزل ها

چو گردد شوق وصل افزون چه جای طعن اگر مجنون

به بوی هودج لیلی فتد دنبال محمل ها

دل من پر ز مهر یار و او فارغ نبوده ست آن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جانها قوت دلها

ز صد سالک سوی مقصد یکی ره برد و باقی را

شد اندر راه دامنگیر آب و خاک منزلها

به جان اندر خطر در بحر غواصان پی گوهر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلها

الا یا ایها الساقی ادرکأسا و ناولها

چو ز اول عشق مشکل بود و آخر هم چرا گویم

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

خوشا مستی که هشیار از حرم خیزد ازان فارغ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۳

 

رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محملها

که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزلها

به هر منزل بتان دل گسل بودی نمی دانم

ازین فرخنده منزلها چرا بستند محملها

ز اشک عاشقان بوده ست پر گل راهشان اینک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۶

 

هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها

که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفلها

دلم آن موج زن دریاست ز اوصاف جمال تو

که افتد صد صدف گوهر ز هر موجش به ساحلها

به عزت باش با دلهای عالی همت ای خواجه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۷

 

الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکلها

ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها

چو گردد کعبه رولیلی ز مجنون بیش ازین ناید

که ریزد خون دل از دیده بر آثار منزلها

ز هر محمل چو آید بوی لیلی جای آن دارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۹۹

 

عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلها

نپرسد سیل بی زنهار، هرگز راه منزلها

فروغ شعلهٔ رخسار شمع آشنارویی

مرا پروانهٔ سرگشته دارد گرد محفل ها

چو شق شد پردهٔ پندار، دل با یار پیوندد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

کجا شد هودج لیلی که مجنون است از او دلها

ز سیل اشک عشاقش پر از خون است منزلها

ز عشقت مشکلی گرهست با پیر مغان می گو

که اندر شرح این معنی بود حلال مشکلها

بیا گر عاقلی حرص امل را خاک بر سر کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ابراهیم شاهدی دده