مشو با روی آتشناک، شبها شمع محفلها
که میسوزند بال آرزو پروانه دلها
دم مردن، به سختی جان من دل از تو برگیرم
مرا در کار آسان بین چنین افتاده مشکلها
فشاندم قطرههای اشک در کویش، چه دانستم
کزان تخم وفا، گلهای حسرت روید از گلها
همان از بدگمانی گوش بر آواز او باشم
اگر صد بار شبها بشنوم غوغای محفلها
درین ره نیست غیر از جان سپردن چارهای، میلی
که سخت افتادهام از پا ودر پیش است منزلها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج عشق و جدایی اشاره میکند. او از سوز دل و پروانهای که به دور شمع میچرخد، میگوید و به سختیهایی که در مسیر عشق با آنها مواجه است، اعتراف میکند. شاعر با اشک و حسرت به یاد محبوبش است و میداند که در این مسیر تنها راه، فدا کردن جانش است. هرچند که در برابر مشکلات و موانع احساس ناتوانی میکند، اما همچنان به عشق خود پایبند و متعهد است.
هوش مصنوعی: با چهرهی آتشین و پرشور خود در شبها، مانند شمعی در جمعهای دوستانه ظاهر نشو؛ چرا که این شمعها هستند که میسوزند و پروانههای دلها به آرزوها در میآیند.
هوش مصنوعی: در لحظهی مرگ، به سختی میخواهم از تو دل بکنم. مرا در امور آسان ببین، اما در این حال مشکلات زیادی بر من چیره شده است.
هوش مصنوعی: در کوچههای تو قطرههای اشک ریختم، اما نمیدانستم که از دانههای وفا، گلهای حسرت خواهند رویید.
هوش مصنوعی: اگر به بدگمانی خود ادامه دهم و به صدای او گوش ندهم، حتی اگر شبها صد بار هم صدای شلوغی جمعها را بشنوم.
هوش مصنوعی: در این مسیر، تنها راهی که باقی مانده، فدا کردن جان است. من به شدت خستهام و هنوز مسافتهای زیادی در پیش رو دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
[...]
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکلها
خیال آن لب میگون چه خون افتاده در دلها
مخسب ای دیده چون نرگس به خوشخوابی و مخموری
که شبخیزان همه رفتند و بربستند محملها
دلا در دامن پیر مغان زن دست و همت خواه
[...]
بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
مرو کز اشک مشتاقان به خون آغشته منزلها
به تقصیر وفا عیبم مکن، کز آب چشم من
هنوز اندر رهت تخم وفا میروید از گلها
گر از گردون ملالی باشدت، بر عشق املا کن
[...]
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی
که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی
[...]
رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها
که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکلها
سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل
سراسر ز آفتاب می فروزان شمع محفلها
دل و می هردو روشن شد نمیدانم که تاب می
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.