گنجور

اشعار مشابه

 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲

 

ببرد از من قرار و طاقت و هوش

بت سنگین دل سیمین بناگوش

نگاری چابکی شنگی کلهدار

ظریفی مه وشی ترکی قباپوش

ز تاب آتش سودای عشقش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ شیرازی
 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۶

 

برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

نپرسید او مرا بنشست خاموش

نظر کردم بر او یعنی که واپرس

که بی‌روی چو ماهم چون بدی دوش

نظر اندر زمین می‌کرد یارم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳

 

خطا کردی به قول دشمنان گوش

که عهد دوستان کردی فراموش

که گفت آن روی شهرآرای بنمای

دگربارش که بنمودی فراپوش

دل سنگینت آگاهی ندارد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴

 

قیامت باشد آن قامت در آغوش

شراب سلسبیل از چشمه نوش

غلام کیست آن لعبت که ما را

غلام خویش کرد و حلقه در گوش

پری پیکر بتی کز سحر چشمش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵

 

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

نداند دوش بر دوش حریفان

که تنها مانده چون خفت از غمش دوش

نکوگویان نصیحت می‌کنندم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹

 

دلی کامد ز عشق دوست در جوش

بماند تا قیامت مست و مدهوش

ز بسیاری که یاد آرد ز معشوق

کند یکبارگی خود را فراموش

بر امّید وصال دوست هر دم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰

 

چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش

نمودن روز را در زیر شب پوش

گه از بادام کردن جعبهٔ نیش

گه از یاقوت کردن چشمهٔ نوش

برآوردن برای فتنهٔ خلق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴

 

ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش

دلم پر نیش گشت و طبع پر نوش

دو جادوی کمین ساز کمان کش

دو نقاش شکر پاش گهر نوش

که پیش این و آن جان را و دل را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

رشحه » مطلع یک غزل

 

شب و روز من آن داند که دیده است

پریشان زلف او را بر بناگوش

ندارم عقل در کف ای خوشا دی

ندارم هوش در سر ای خوشا دوش

نگه می‌کردی و می‌بردیم عقل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشحه
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۴۲۰

 

تعالی‌الله چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم درآغوش

خوش آن حالت که گاه گفتن راز

دهانم بود نزدیک بنا گوش

دو سه بار ای خیال یار با من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴۲

 

تعالی الله، چه دولت داشتم دوش

که بود آن بخت بیدارم در آغوش

چو در گرد سر خود گشتنم داد

ز شادی پای خود کردم فراموش

دران چشمی که نی خفته نه بیدار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۵

 

کمند است آنکه افکنده‌ست بر دوش

ندانم یا نغوله بر بنا گوش

کمند افکندن زلفش نه بس بود

که بر دنبالش ابرو می کشد غوش

لبان باده فامش ناچشیده

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۳

 

بیا جانا جهان بر من بمفروش

بیا تا یک دمت گیرم در آغوش

گهت لبها گزم گاهی زنخدان

گهت بازو گزم گاهی بنا گوش

چو می دانی که مست از جام عشقم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۴

 

به خواب آن لعل میگون دیده ام دوش

هنوز از ذوق آنم مست و مدهوش

اگر آرد ز من آن بی وفا یاد

من از شادی کنم خود را فراموش

سر موئی به جانی می فروشد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۹

 

نهادی لعل رخشان بر بناگوش

سهیل و ماه را کردی هم آغوش

در اشکم شد از عکس لبت لعل

منش در دیده جا کردم تو در گوش

تو را از هر طرف در گوش لعلی ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۲۵۲

 

سحر از شوق جانان مست و مدهوش

رسانیدم همی دستم به گیسوش

ز بوی عطر زلف یار فایز

دو دستم تا قیامت می دهد بوش


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۲۵۵

 

مسلسل حلقه حلقه زلف خوشبوش

کمند آسا فکنده بر سر دوش

ربوده دل ز فایز پنج حسنش

رخ و چشم و لب و دندان و ابروش


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

فایز » ترانه‌های فایز بر اساس نسخه‌ای دیگر » دوبیتی‌ها » شمارهٔ ۲۵۶

 

فغان از امشب و یاد از شب دوش

که با دلبر ببودم دوش بر دوش

نمکهای لبت چشمش بگیرد

اگر فایز کند یک دم فراموش


متن کامل شعر را ببینید ...

فایز
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۶

 

حدیثی دیگری کرده مگر گوش

که بلبل عهد گل کرده فراموش

چو بلبل رفت از گلشن بکهسار

توهم ایگل زبلبل رخ فراپوش

مرا تا آتش سوداست بر سر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰۸

 

چه اختر بود طالع در شب دوش

که با آن ماه رو بودم در آغوش

به ترکستان رویش چی گیسو

فتاده کاروانی دوش بر دوش

مژه از ابروی مشکین کمانش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

آشفتهٔ شیرازی
 

[۱] [۲]