گنجور

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۰ - (سی لحن باربد)

 

چو قفل رومی آوردی در آهنگ

گشادی قفل گنج از روم و از زنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

 

خدایش تیغ نصرت داده در چنگ

کز آهن نقش داند بست بر سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم

 

لب و دندانش از آن در سنگ زد چنگ

که دارد لعل و گوهر جای در سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب

 

که کار آمد برون از قالب تنگ

کلیدت را در گشادند آهن از سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقه نظم کتاب

 

چو زنبوری که دارد خانهٔ تنگ

در آن خانه بود حلوای صد رنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلان

 

اگر خواهد به آب تیغ گل رنگ

برآرد رود روس از چشمهٔ زنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق

 

اگر عشق اوفتد در سینه سنگ

به معشوقی زند در گوهری چنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

 

چو صاحب سنگ دید آن نقش ارژنگ

فرو ماند از سخن چون نقش بر سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب

 

من آن شیشه‌ام که گر بر من زنی سنگ

ز نام و کنیتم گیرد جهان ننگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین

 

جواهر جست از آن دریای فرهنگ

به چنگ آورد و زد بر دامنش چنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

چو من نقش قلم را در کشم رنگ

کشد مانی قلم در نقش ارژنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

برونش آرم به نیروی و به نیرنگ

چو آتش ز آهن و چون گوهر از سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

چنین گوید همیدون مرد فرهنگ

که شبدیز آمدست از نسل آن سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۹ - رفتن شاپور در ارمن به طلب شیرین

 

به ماتم داری آن کوه گل رنگ

سیه جامه نشسته یک جهان سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول

 

که در پایان این کوه گران سنگ

چمن گاهیست گردش بیشه‌ای تنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم

 

چو بر زد بامدادن بور گلرنگ

غبار آتشین از نعل بر سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه سار

 

به نادانی ز گوهر داشتم چنگ

کنون می‌بایدم بر دل زدن سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور

 

سرود پهلوی در ناله چنگ

فکنده سوز آتش در دل سنگ

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین

 

نشسته گوهری در بیضه سنگ

بهشتی پیکری در دوزخ تنگ

نظامی گنجوی
 
 
۱
۲
۳
۵