گنجور

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۰ - نامهء دهم اندر دعاکردن و دیدار دوست خواستن

 

بگفتم هر چه دیدم از جفایت

ازین پس خود تو می دان با خدایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۲ - مویه کردن ویس بر جدایى رامین

 

بپیچم چون به یاد آرم جفایت

چو آن شمشادگون زلف دو تایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۶ - پاسخ نامهء ویس از رامین

 

فرو شویم ز دل زنگ جفایت

به دو دیده بخرّم خاک پایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۱ - وفات کردن ویس

 

همی گفتی زبان خوش سرایت

تن من باد راما خاک پایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۳ - در انجام کتاب گوید

 

بدو دادست برهان کفایت

برو باریده باران عنایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۳ - در انجام کتاب گوید

 

نبشتش عهد و منشور ولایت

ز پیروزی همی زیبدش رایت

فخرالدین اسعد گرگانی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین بوس

 

جهان بیرون مباد از حکم و رایت

زمین خالی مباد از خاکِ پایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۶ - وصیت کردن مهین بانو شیرین را

 

چنین است آفرینش را ولایت

که باشد هر بهاری را نهایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو

 

بپرسیدش که چون افتاد رایت

که ما را توتیا شد خاک پایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو

 

پس از عمری که کردم دیده جایت

کم از یک شب که بوسم جای پایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۷ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

 

کنم در خانه یک چشم جایت

به دیگر چشم بوسم خاک پایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۰ - حکمت و اندرز سرائی حکیم نظامی

 

توان دانست عالم را به غایت

بدین ترتیب از اول تا نهایت

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۷ - نامه نبشتن پیغمبر به خسرو

 

هدایت چون بدینسان راند آیت

بدان ماندند محروم از عنایت

نظامی گنجوی
 
 
۱
۲
۳
۱۴