گنجور

عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۲) حکایت وزیر که پسر صاحب جمال داشت

 

درون دل نهان می‌داشت آن راز

که تا از بی دلی هم ماند زان باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۴) حکایت شه زاده که مرد سرهنگ بر وی عاشق شد

 

بسی دل گرمیش داد آن سر افراز

خود او دل گرم بود از دیرگه باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۴) حکایت شه زاده که مرد سرهنگ بر وی عاشق شد

 

چو شهزاده بشهر خویش شد باز

ز بند و حبس دستش داده دمساز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۴) حکایت شه زاده که مرد سرهنگ بر وی عاشق شد

 

باستادند جانداران سرافراز

کشیده هر یکی تیغی سرانداز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۱) حکایت شبلی با مرد نانوا

 

بسی عذرش نمود و کرد اعزاز

که تا آن را تدارک چون کند باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۲) حکایت مرد نمازی و مسجد و سگ

 

چنین نقلست از دانندهٔ راز

که نتواند که زو گردد دمی باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۴) حکایت رهبان با شیخ ابوالقاسم همدانی

 

زهر سوئی بسی می‌دادش آواز

نیامد هیچ رهبان پیش او باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۷) حکایت گبر که پُل ساخت

 

هلاک خود درین سر پُل کنم ساز

جواب تو دران سر پل دهم باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادق

 

چو رزق من مرا افتاد ز آغاز

مرا نه حرص باقی ماند و نه آز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۱۰) حکایت دیوانه و نماز جمعه

 

امام القصّه چون برداشت آواز

همی آن غُر نُبیدن کرد آغاز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پنجم » (۱۰) حکایت دیوانه و نماز جمعه

 

چو در الحمد خواندن کردم آغاز

بخاطر اندر آمد گاو دِه باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۱) حکایت عزرائیل و سلیمان علیهما السلام و آن مرد

 

چو یک روزی به سر آمد ازین راز

به پیش تخت عزرائیل شد باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان

 

مگر یک روز آن شاه سرافراز

سپه را خواند و جشنی کرد آغاز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان

 

یقین دریافت حالی شاه آن راز

ولی پرده نکرد از روی آن باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش ششم » (۷) حکایت پسر ماه روی با درویش صاحب نظر

 

چو بشنید آن پسر از عاشق این راز

بدو گفتا اگر هستی تو جانباز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۳) حکایت مرد ترسا و شیخ بایزید

 

وگر سر بشکنی ور سرکشی باز

نه انجامت بگرداند نه آغاز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۷) حکایت زلیخا

 

که گر این دل تو داری می‌کنی ناز

اگر می‌خواهی از یوسف تو دل باز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۱۰) حکایت سلطان محمود با دیوانه

 

زبان بگشاد مرد از پردهٔ راز

که ای پرورده در صد پردهٔ ناز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۱۰) حکایت سلطان محمود با دیوانه

 

که مومی با عسل خفته بصد ناز

نه از آتش خبر دارد نه از گاز

عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هفتم » (۱۲) حکایت حسن بصری و رابعه رضی الله عنهما

 

چو از وی رابعه بشنید این راز

بر آورد ای عجب مردانه آواز

عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۵۲
sunny dark_mode