گنجور

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۸ - آگهی خسرو از مرگ بهرام چوبین

 

چو خسرو گفت بسیاری درین باب

بزرگان ریختند از دیدگان آب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین

 

خیالم را بفرمایم که در خواب

بدین خاکش دواند تیز چون آب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۲ - فرستادن خسرو شاپور را به طلب شیرین

 

ترا در بزم شاهان خوش برد خواب

ز بنگاه غریبان روی برتاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد

 

بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب

بگفت آری چو خواب آید کجا خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او

 

ترا پهلوی فربه نیست نایاب

که داری بر یکی پهلو دو قصاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۸ - کوه کندن فرهاد و زاری او

 

ز سودای تو ای شمع جهان‌تاب

نه در بیداری آسوده‌ام نه در خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را

 

برون آمد شکر با جام جلاب

دهانی پر شکر چشمی پر از خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی

 

جنوبی طالعان را بیضه در آب

شمالی پیکران را دیده در خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانه شکار

 

به دست چاشنی‌گیری چو مهتاب

فرستادش ز شربت‌های جلاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانه شکار

 

همان صد دانه مروارید خوشاب

به فرق‌افشان خسرو کرد پرتاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۱ - پاسخ دادن شیرین خسرو را

 

بدین‌تری که دارد طبع مهتاب

نیارد ریختن بر دست من آب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را

 

گلیم خویشتن را هر کس از آب

تواند بر کشید ای دوست مشتاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۶ - پاسخ خسرو شیرین را

 

شب آمد برف می‌ریزد چو سیماب

ز یخ مهری چو آتش روی برتاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۶ - پاسخ خسرو شیرین را

 

ترا در ابر می‌جستم چو مهتاب

کنونت یافتم چون ابر بی‌آب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین

 

زدی بر آتش سوزان او آب

به رویش در بخندیدی چو مهتاب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو

 

به افسونها در آن تابنده مهتاب

ملک را برده بود آن لحظه در خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۹ - پشیمان شدن شیرین از رفتن خسرو

 

چراغم را به نور شمع و مهتاب

بکن تعبیر تا چون باشد این خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

 

و گر خسبم به مغزم بر دهد تاب

پری وارم کند دیوانه در خواب

نظامی گنجوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو

 

بدان ساعد که از بس رونق و آب

چو سیمین تخته شد بر تخت سیماب

نظامی گنجوی
 
 
۱
۲
۳