گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «ندم»

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۷

 

شکست عهد مودت نگار دلبندم

برید مهر و وفا یار سست پیوندم

به خاک پای عزیزان که از محبت دوست

دل از محبت دنیا و آخرت کندم

تطاولی که تو کردی به دوستی با من

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو

 

ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم

که در دعا همه آن خواهم از خداوندم

شنیده‌ام که به خرسند کم گراید غم

غمم چراست که از تو به نامه خرسندم

ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴

 

به بوسه‌ای ز دهان تو آرزومندم

فغان که با همه حسرت به هیچ خرسندم

تو از قبیله خوبان سست پیمانی

من از جماعت عشاق سخت پیوندم

برید از همه جا دست روزگار مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱۰

 

به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم

چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم

مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور

که من به یک نگه دور از تو خرسندم

اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵۹

 

چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم

نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم

اگر به تیغ ببرند بند بند مرا

تو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم

چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۴۵ - ایضا له

 

ایا رسیده ز فضل و هنر بدان رتبت

که تیر چرخ خطابت کند خداوندم

علوّ قدر ترا با فلک نهم همبر

پس آنگهی بنشینم که من خردمندم

فلک شدست غبار ستانة تو و لیک

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۴

 

به ترک عاشقی ای پندگو مده پندم

دلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم

ز عمر رفته مرا نیست حسرتی چندان

جز آنکه عمر نه در عشق رفت یکچندم

به طعن نام سگی می نهد رقیبم داغ

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی