گنجور

 
صغیر اصفهانی

اگر جدا کنی از تیغ بند از بندم

به تیغ دیگرت ای دوست آرزومندم

غم ترا فلک آزار من گمان دارد

ولی بجان تو من با غم تو خرسندم

سزد فزون شود از غیر من بمن جورت

سزای اینکه ز غیر تو مهر بر کندم

مرا ز خاک پس از مرگ نی شکر روید

اگر تو کام دهی زان لب شکر خندم

سمند خویش پی صید من چه می‌تازی

که من بدام تو خود صید بسته دربندم

دلم کند ز جنون منع عاقلان در من

چه حالتست که دیوانه میدهد پندم

صغیر بندهٔ عشقم بسخت پیوندی

که سست کرد ز خلق زمانه پیوندم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

بشاعری پدر خویش را نه فرزندم

اگر نه معتقد مجلس خداوندم

سپهر جاه علی افتخار دین که ز فخر

چو شیعه مذهب خود را بران علی بندم

همه مناقب او گویم و مدایح او

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم

که در دعا همه آن خواهم از خداوندم

شنیده‌ام که به خرسند کم گراید غم

غمم چراست که از تو به نامه خرسندم

ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ایا رسیده ز فضل و هنر بدان رتبت

که تیر چرخ خطابت کند خداوندم

علوّ قدر ترا با فلک نهم همبر

پس آنگهی بنشینم که من خردمندم

فلک شدست غبار ستانة تو و لیک

[...]

سعدی

شکست عهد مودت نگار دلبندم

برید مهر و وفا یار سست پیوندم

به خاک پای عزیزان که از محبت دوست

دل از محبت دنیا و آخرت کندم

تطاولی که تو کردی به دوستی با من

[...]

امیرخسرو دهلوی

چو من ز دوست به داغ درونه خرسندم

نه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم

اگر به تیغ ببرند بند بند مرا

تو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم

چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه