گنجور

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۶۸

 

کسی به حمد و ثنای برادران عزیزز عیب خویش نباید که بیخبر باشد
ز دشمنان شنو ای دوست تا چه می‌گویندکه عیب در نظر دوستان هنر باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکنده » تکه ۲۸

 

برون ز گوشه بهشت برین سقر باشدفزون ز توشه شکر معده بار خر باشد
هر آنکه توشهٔ روزی و گوشه‌ای داردبه راستی ملک ملک بحر و بر باشد
زیادت از سرت ار یک کله بدست آریبه خاکپای قناعت که درد سر باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۷

 

همیشه از نمکت شور در جگر باشد
خوشم که داغ تو هر روز تازه تر باشد
شهید عشق که آلوده شد به خون کفنش
در آفتاب قیامت هنوز تر باشد
دل از نسیم تو صد جا درید و چون ندرد
حجاب غنچه ز بادی که پرده در باشد
همه شبم رود از دیده خون و چون نرود
کسی که غمزه خوبانش در […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۸

 

اگر ز حال من آن شوخ را خبر باشد
بسوزد ار دلش از سنگ سخت تر باشد
حکایت من و او عشق نیست می دانم
که عشق دیگر و دیوانگی دگر باشد
رو، ای نسیم صبا و از آن دو چشم سیاه
اگر نه کشتنیم، سهل یک نظر باشد
ولی تو سنگدلی، کی دلم نگه داری؟
نه هر که سنگتراش است شیشه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۲

 

اگر به جایِ تو ما را کسی دگر باشد
به جز خیال نه ممکن بود اگر باشد
سری که در قدمت می رود به حکمِ قضا
دریغ نیست به دستِ من این قدر باشد
چو بالِ نسر بسوزد ز پرتوِ خورشید
اگر مقابل رویت جمالِ خور باشد
دل از نشیمنِ جان در هوایِ طلعتِ تو
سریع سیر تر از مرغِ تیز پر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری