گنجور

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۱

 

به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناسبه خلوتی که در او اجنبی صبا باشد
لطیفه‌ای به میان آر و خوش بخندانشبه نکته‌ای که دلش را بدان رضا باشد
پس آنگهش ز کرم این قدر به لطف بپرسکه گر وظیفه تقاضا کنم روا باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶

 

دلی که با سر زلف تو آشنا باشدگمان مبر که ز خاک درت جدا باشد
اگر تو همچو جهان خرمی،ولیک جهانتو خود معاینه دانی که بی‌وفا باشد
به گوشهٔ نظری کار خستگان فراقبساز، از آنکه ترا نیز کارها باشد
در آرزوی نسیمی ز زلف تو جانمهمیشه منتظر موکب صبا باشد
ولیک زلف ترا، با همه پریشانینظر به حال پریشان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۲۵۳

 

شوم فدای جمالی که گر هزاران سالکنم نظاره هنوز آرزو بجا باشد
بلا و فتنه از آن نخل باد یارب دورکه برگ و فتنهٔ او میوهٔ بلا باشد
ندانم این دل آواره را که فتوی دادکه بت پرستی در عاشقی روا باشد


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۹

 

در آن هجوم که یار تو پادشا باشد
غم گدا که بود، زیر پاکرا باشد؟
منم به سوز و گدازش، به یاد سیم برت
چو مفلسی که هوسناک کیمیا باشد
یگانه با تو چنانم که در جدایی تو
چو یک تنم که ازو نیمه جدا باشد
تو پادشاه بتانی و خاطرم اینست
که شغل روسیهی بر درت مرا باشد
شوم فدای جمالی که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰

 

دلی که شیفته یار دلربا باشد
همیشه زار و پریشان و مبتلا باشد
بلی عجب نبود گر بود پریشان حال
گدا که در طلب وصل پادشا باشد
بهانه تو رقیب است و نیست این مسموع
رقیب را چه محل گر تو را رضا باشد
جفای دشمن و جور رقیب و طعنه خلق
خوش است بر دل اگر دوست را وفا باشد
اگر تو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۵۹

 

فراز تخت معانی چو کوس فضل زنم
سبق ز جمله اقران خود مرا باشد
عنایت و کرمت گر شود پذیر فتار
سپهر در صدد بندگان ما باشد
برای یک دو سه بی دست و پای گاه سخن
مرا چه رنجه کنی این سخن روا باشد
که از مکاره عنف توام عنا آمد
هم از مکارم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی