گنجور

شعرهای با وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)» و حروف قافیهٔ «اید» - صفحهٔ ۲

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۷

 

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید

جفا ز یار وفادار هم نمی شاید

جفا چه باشد و نام وفا که باز برد؟

به حضرتی که دو عالم به هیچ برناید

مرا ز جمله جهان صحبت تو می باید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۲ - در شکایت از تیره روزی خویش گوید

 

دلم ز اندوه بی حد همی نیاساید

تنم ز رنج فراوان همی بفرساید

بخار حسرت چون بر شود ز دل به سرم

ز دیدگانم باران غم فرود آید

ز بس غمان که بدیدم چنان شدم که مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۷۰ - در مدح اتسز خوارزمشاه

 

بهار باز جهان را همی بیاراید

جمال چهرهٔ بستان همی بیفزاید

بسان جلوه گران گوش و گردن گیتی

بگونه گونه جواهر همی بیاراید

سحاب روی شکوفه همی بیفروزد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۶

 

حذر ز فتنۀ آن ترکِ مست می باید

چنان که هر که بگیرد ز دست برباید

که زهره دارد از آن سنگ دل که برباید

مگر کسی که به جان التفات ننماید

دلی به هر سرِ مویی ز زلف بر بندد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۷۷ - و قال ایضاً یمدحه

 

بزرگوارا! صدرا ! مرا چنان باید

که خاک پای تو بر اوج چرخ بفزاید

مرا خوشست که خاک درت که افسرماست

ببوسۀ لب خورشید و مه بیالاید

اگر نخواهد رای تو ، نیز نتواند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - وله ایضا

 

امام ملّت و مفتیّ مشرق و مغرب

بیان کند که شریعت چه حکم فرماید

در آنکه شخصی از بهر دعوی شرعی

خود و غریمی در مجلس قضا آید

بدست ظلم و تطاول یکی زنا اهلان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۸۲ - ایضا له

 

اگر به کم ز منی داد شغل من خواجه

روا بود که مرا صد امید بفزاید

چامید دارم و دانم که نیست دور از کار

که جز نیابت خاص خودم نفرماید

که هر کجا که چو وی شغل من تواند کرد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

ظهیر فاریابی » قطعات » شمارهٔ ۴۸

 

ایا نموده به صد علم در جهان معجز

تویی که دهر نظیر تو نیز ننماید

محیط جاه تو تا غایتی ست در وسعت

که بر محدب گردون به نقطه ای ساید

جواب قطعه و تشریف اگر چه دیر کشید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۷۱

 

جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید

چو دل بجای نباشد چگونه خواب آید

غلام نرگس دلربای خودم

که کشته بیند و بخشایشی نفرماید

چو مایه هست زکاتی بده گدایان را

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۱

 

اگر نگار من از رخ نقاب بگشاید

به حسن خویش جهان سر به سر بیاراید

جمال خود به نقاب از نظر همی‌پوشد

به سمع او برسانید، کاین نمی‌باید

از آفریدن شاهد غرض همین بوده‌ست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۲

 

بهشت روی تو را پاک دیده‌ای باید

که جز به دیدن روی تو دیده نگشاید

به آب چشم دهم غسل نور بینایی

نظر به چشمهٔ خورشید اگر بیالاید

سپیده‌دم به هوای بهار هر روزی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۳

 

بیا دمی بنشین تا دلم بیاساید

که آن شمایل خوب انجمن بیاراید

بخند اگر چه ز خندیدنت همی‌دانم

که آفتاب به روزم ستاره بنماید

ز ناز چشم تو هشیار مست می‌گردد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴

 

دلم ز عهدۀ عشقت برون نمی‌آید

به جای هر سر مویی مرا دلی باید

بهای هر سر مویت نهاده‌ام جانی

زهی معامله گر دیگری نیفزاید

مدد ز بوی تو یابد هوای فصل بهار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۹

 

خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید

ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید

امید مقدم یاران بود که پاکان را

درین خرابه به گل دست همت الاید

به نقش و خط چه تمتع ز خانه آرایی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶۴

 

اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟

به عاشقان رخ معشوق را که بنماید؟

ز شمع، شب نشود روز، قدر وقت بدان

طلوع شعشعه ی آفتاب می باید

معاشران به نشاط بهار، خنده زنید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی
 

[۱] [۲]