گنجور

شعرهای با وزن «فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)» و حروف قافیهٔ «ای»

 

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۹۰

 

چنان زندگانی کن ای نیکرای

به وقتی که اقبال دادت خدای

که خایند از بهرت انگشت دست

گرت بر زمین آید انگشت پای


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۱۲

 

پسر، خاندان را بود خانه‌دار

چو جان پدر شد به دیگر سرای

اگر شیر برجا نماند رواست

ولی عطسهٔ شیر ماند بجای

برون بیشه را شیر به میزبان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی شروانی
 

انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۳۹

 

چنان زندگانی کن ای نیک‌رای

به وقتی که اقبال دادت خدای

که خایند از بهرت انگشت دست

گرت بر زمین آمد انگشت پای


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

کمال خجندی » مقطعات » شمارهٔ ۱۰۰

 

عمارت چرا میکند چیم آقا

درین شهر ویران انده فزای

یکی خانه او را مگر بس نبود

که دو خانه میسازد اندر سرای


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی