گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «دی»

 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۵۴

 

ای وزیری که گر ز کلک تو ابر

داشتی مایه در چکانیدی

گر عیال کف تو گشتی آز

از گداییش وارهاندی

بر تو گر نیستی مدار جهان

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۱

 

لب و دندان یار من نگرید

خوشی روزگار من نگرید

تیر دیدی که در کمان باشد

قامتش در کنار من نگرید

اختیار منست خوبی او

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۲

 

آمدی و آتشم به خانه زدی

نلت ماکان منتهی آمدی

دستگیر مریض کیست طبیب

یا طبیب القلوب خذ بیدی

بی رخت زندگی نمی خواهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷

 

تا تو اندر مراتب عددی

گه دهی و گه هزار و گاه صدی

لب را قشر و قشر را لبی

جسم‌را روح و روح را جسدی

نیستی هیچ خالی از کثرت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۶

 

سخت آشفته جمال خودی

ورچه نوعیست این زبیخردی

قصد جانم چرا کنی چندین

نه بدین شرط دل همی ستدی

با من این شکل میکنی یا خود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی