گنجور

شعرهای با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» و حروف قافیهٔ «از» - صفحهٔ ۱

 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰

 

ای به خلق از جهانیان ممتاز

چشم خلقی به روی خوب تو باز

لازم است آن که دارد این همه لطف

که تحمل کنندش این همه ناز

ای به عشق درخت بالایت

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱

 

متقلب درون جامه ناز

چه خبر دارد از شبان دراز

عاقل انجام عشق می‌بیند

تا هم اول نمی‌کند آغاز

جهد کردم که دل به کس ندهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » فلسفه

 

نخودی گفت لوبیائی را

کز چه من گردم این چنین، تو دراز

گفت، ما هر دو را بباید پخت

چاره‌ای نیست، با زمانه بساز

رمز خلقت، بما نگفت کسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸

 

هر که سر رشتهٔ تو یابد باز

درش از سوزنی کنند فراز

عاشق تو کسی بود که چو شمع

نفسی می‌زند به سوز و گداز

باز خندد چو گل به شکرانه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱

 

ذره‌ای دوستی آن دمساز

بهتر از صد هزار ساله نماز

ذره‌ای دوستی بتافت از غیب

آسمان را فکند در تک و تاز

باز خورشید را که سلطانی است

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در اندرز و ترغیب در طریق حقیقت

 

ای دل خرقه سوز مخرقه ساز

بیش ازین گردی کوی آز متاز

دست کوتاه کن ز شهوت و حرص

که به پایان رسید عمر دراز

بیش ازین کار تو چو بسته نمود

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی غزنوی
 

رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۷

 

زندگانی چه کوته و چه دراز

نه به آخر بمرد باید باز؟

هم به چنبر گذار خواهد بود

این رسن را، اگر چه هست دراز

خواهی اندر عنا و شدت زی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

رودکی سمرقندی
 

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶

 

ای تو را آروزی نعمت و ناز

آز کرده عنان اسپ نیاز

عمرت از تو گریزد از پس آز

تو همی تاز در نشیب و فراز

بر در بخت بد فرود آید

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو قبادیانی
 

فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید (گزیدهٔ ناقص) » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در مدح شمس الکفاة خواجه احمد بن حسن میمندی

 

سرو ساقی و ماه رودنواز

پرده بر بسته در ره شهناز

ز خمهٔ رودزن نه پست و نه تیز

زلف ساقی نه کوته و نه دراز

مجلس خوب خسروانیوار

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فرخی سیستانی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸

 

ای جهان را به حضرت تو نیاز

در جاه تو تا قیامت باز

درگهت قبله‌ای که در که و مه

خدمت او فریضه شد چو نماز

گره ابروی سیاست تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹

 

تختهٔ عشق برنوشتم باز

برنویس ای نگار تختهٔ ناز

تا بر استاد عاشقی خوانیم

روزکی چند باب ناز و نیاز

ورقی باز کن ز عهد قدیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری ابیوردی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵

 

صاحب روی خوب و زلف دراز

نه عجب گر به عشوه کوشد و ناز

آنکه زلفش به بردن دل خلق

دام سازد، کجا شود دمساز؟

خفته در خواب خوش کجا داند؟

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی مراغه‌ای
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۴

 

پیش عاقل نیاز چیست نماز

نزد عاشق نماز چیست نیاز

نغمه سازی بنالهٔ دلسوز

صبحدم می‌زد این غزل برساز

کای بدل پرده سوز شاهد روز

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳

 

چون تو کردی حدیث عشق آغاز

پس چرا قصه شد دگرگون باز؟

من ز عشق تو پرده بدریده

تو نشسته درون پرده به ناز

تو ز من فارغ و من از غم تو

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » فصل هشتم » غزل

 

ای شده چشم جان من به تو باز

از تو در دل نیاز و در جان آز

شب اندوه من نگردد روز

تا نبینم جمال روی تو باز

تو ز فارغی و ما داریم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۵۳

 

مست عشقت به خود نیاید باز

ور ببری سرش چو شمع به گاز

ای به نیکی ز خوب رویان فرد

وی به خوبی ز نیکوان ممتاز

هر که در سایهٔ تو باشد نیست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سیف فرغانی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱

 

ای دل ار بگذری ز عشق مجاز

بر تو گردد در حقیقت باز

چو به پهنای راه میگردی

از برای حقیقت است مجاز

راه بسیار رو به مقصد کن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۰

 

عاشق و مست و رندم و جانباز

در میخانه را گشادم باز

الصلا ای حریف میخواران

قدمی نه بیا و خود در باز

شاهد غیب و ساقی عشقیم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۱

 

شاهبازی درآمد از در باز

خیز و در پای او تو سر در باز

برو ای عقل چون درآمد عشق

خانهٔ خویشتن به او پرداز

دل به میخانه می کشد دیگر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۲

 

خاطرم می کشد سوی شیراز

مرغ جان باز می کند پرواز

رند مستم به دست جام شراب

کرده ام باز بیخودی آغاز

جام و می لب نهاده اند به لب

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

[۱] [۲]