گنجور

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۱۶ - غزل مرادف

 

تازه خوابم ربوده در بستر

غرشی خواب من ببرد از سر

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۱۶ - غزل مرادف

 

من بخفتم به حجره دیگر

گفتم این قطعه را به خواب اندر:

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۱۹ - در فایدهٔ علوم

 

عملت نیز اگر نداشت ثمر

هست چون علم بی‌عمل ابتر

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۲۸ - داستان رفیق بی‌وجدان

 

چند سطر از «‌لافنتن‌» و «‌مولیر»

چند شعری ز «‌روسو» و «‌ولتر»

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگان

 

گشت لختی از این‌ور و آن‌ور

کرد پرسش از این در و آن در

ملک‌الشعرا بهار
 

ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » بخش ۳۸ - داستان مرد حکیم

 

چون که بودند هر دو هم‌آخور

زود با یکدگر اُ‌قر

ملک‌الشعرا بهار
 
 
۱
۸۴
۸۵
۸۶
۸۷
۸۸
۸۹
sunny dark_mode