گنجور

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ - در مدح سلطان فیروز شاه

 

ای بهمت برتر از چرخ اثیروز بزرگی دین یزدان را نصیر
برده حکمت گوی از باد صباکرده دستت دست برابر مطیر
ای جوان بختی که مثل و شبه توکس نیابد در خم گردون پیر
بنده امشب با جمال‌الدین خطیبآن به رای و کلک چون خورشید و تیر
عزم آندارد که خود را یک نفسباز دارد از قلیل و از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹

 

بر درت افتاده‌ام خوار و حقیراز کرم، افتاده‌ای را دست گیر
دردمندم، بر من مسکین نگرتا شود درد دلم درمان پذیر
از تو نگریزد دل من یک زمانکالبد را کی بود از جان گزیر؟
دایهٔ لطفت مرا در بر گرفتداد جای مادرم صد گونه شیر
چون نیابم بوی مهرت یک نفساز دل و جانم برآید صد نفیر
دل، که با […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

رشیدالدین وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح تاج الدین وزیر

 

تاح دولت ، ای جوان بی نظیر
از تو عاقل تر نباشد هیچ پیر
هست در اصلت بلندی بی خلاف
خود چنین باید وزیر بن الوزیر
در میان دولت تو می زییم
تا زجور چرخمان باشد مجیر
بهمنی ابرست اندر کوی تو
از وجود جود آن کف مطیر
تا کمان بزم غزی یافتی
خانه شد از زخم تیرت چون خمیر
عز عالم گشتی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرس

 

ای هنر را دولت تو دستگیر
وی ندیده چشم ایّامت نظیر
سالها شد تا ببوی همدمی
می دهد خلقت دم مشک و عبیر
آرزوها را درآید دل برقص
چون زند کلک تو دستان صریر
از زبان تیغ و کلکت فاش شد
در جهان خاصیت بهرام و تیر
در ثنایت سوده گردد و ربود
تیرگردون رازبان زاهن چو تیر
ماجرایی گرچه زحمت می شود
انندرین حضرت ندارم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال خجندی » مقطعات » شمارهٔ ۵۴

 

هفت بیت آمد غزلهای کمال
پنج گنج از لطف آن عشر عشیر
هفت بیتیهای یاران نیز هست
هر یک پاک و روان و دلپذیر
لیک از هر هفتشان حک کردنی است
چار بیت از اول و سه از اخیر


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی