مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۷ - حسب حال
هر زمانی تنم چو زیر شود
بر سر خلق در نفیر شود
خار گردد مرا گل اندر دست
خار بر دشمنم حریر شود
سخن من از آن بود سوزان
[...]
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۹
ای شاه شبانگاه تو شبگیر شود
تدبیر تو همگوشه تقدیر شود
پیش تو جهان ملک جهانگیر شود
ایران ملک تو پیش تو پیر شود
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۳ - فی خصاله و فضیلته
عدل چون بر جهان امیر شود
آهو از شیر سیر شیر شود
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۴ - فی صفة سهمه و اقباله
تیغ باید که خون پذیر شود
ملک بی تیغ کی چو تیر شود
حمیدالدین بلخی » مقامات حمیدی » المقامة الحادیة و العشرون - فی اوصاف بلدة سمرقند
ممان که نفس تو اندر طمع دلیر شود
که سگ چو سیر شود در فساد شیر شود
از آنکه نفس حریص اکول کاذب جوع
ز لقمه های عمل سیر معده دیر شود
یقین بدان و حقیقت شناس و راست شمر
[...]
افضلالدین کرمانی » عقد العلی للموقف الاعلی » قسم سوم » بخش ۲ - فصل در ذکر عدل و ثواب منصفان و حکایت عادلان
عدل چون بر جهان امیرشود
آهو از شیرِ شیر سیر شود
نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سهشنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم
هر که در کار سختگیر شود
نظم کارش خللپذیر شود
حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۳ - در مدح شمس الدین علی شاہ نیمروز
وآن که لطفش چو دستگیر شود
در مفاصل شریک سیر شود
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » هشت بهشت » بخش ۱ - آغاز کتاب و منتخب یکی از داستانهای هشت بهشت
مور با آنکه در سریر شود
کی سلیمان تخت گیر شود
اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹
ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟
مگر همین دل مسکین چو ناگزیر شود
به بوی زلف تو، از نو، جوان شوم هر بار
هزار بار تنم گر ز غصه پیر شود
گرم تمامت خوبان خلد پیش آرند
[...]
اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۵۰ - در تربیت اولاد
گر کمانش خری، چو تیر شود
ور کمر یافت، خود اسیر شود
ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٣٢٨
کار چون سخت گشت بر بنده
فضل حق زود دستگیر شود
چون ببرد طمع ز نصرت خلق
ایزدش بیگمان نصیر شود
چون کمان گر چه کج نماید کار
[...]
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودن
گر دو عالم زبر و زیر شود
دیده حرص کجا سیر شود
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۷
دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شود
به یک نظر که به بیند ترا چه سیر شود
مرا چه غم که رقیبت چو سگ گشاد دهان
کسی که مست تو شد در دهان شیر شود
من از هلاک خودم نیست غم از آن ترسم
[...]
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » تواریخ » شماره ۱۱ - تاریخ ولادت
این گوهر پاک کو جهانگیر شود
خاک قدمش غیرت اکسیر شود
تاریخ ولادتش چو جستم گفتد
یارب که بکام اهل دل پیر شود
عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷
مست عشق تو که میدان طلب از شیر شود
شیر مست است که در بیشهٔ شمشیر شود
چشم شایستهٔ دیدار فرو می بندم
بر سِتم نیست اگر کار اجل دیر شود
مرد میدان تو را ناز کُشد، نی شمشیر
[...]
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۴
بهار شد که لباس چمن حریر شود
نظر ز سیر بهار از بهشت سیر شود
ز لب گشودن اطفال غنچه نزدیکست
که سنگ ژاله به بستان ابر شیر شود
هزار شیشه تهی کردم از خمار ولی
[...]
طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۲۳
گر نعمت منعم نفسی دیر شود
در یکنفس از خدای دلگیر شود
صد شکر که نهمنعم و نه محتاجیم
آسان ببریم هرچه تقدیر شود
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸۸
نیست ممکن دل ازان جان جهان سیر شود
حسن از آیینه محال است که دلگیر شود
دهن تنگ تو هرجا که به گفتار آید
لب رنگین سخنان غنچه تصویر شود
بیقرار تو چو مجنون ننشیند از پا
[...]
