دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شود
به یک نظر که به بیند ترا چه سیر شود
مرا چه غم که رقیبت چو سگ گشاد دهان
کسی که مست تو شد در دهان شیر شود
من از هلاک خودم نیست غم از آن ترسم
که ترک مستی و چشمت بخون دلیر شود
گرفت در گلویم آب خنجر تو اجل
نهشت آنقدرم کز گلو به زیر شود
ز درد عشق تو چون به نمیشود اهلی
اگر هلاک شود زود به که دیر شود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت درگیر عشق و شیدایی است و از حال و هوای دلش میگوید. او از شادی و لذت وصل معشوق سخن میگوید و به تأثیر عمیق یک نظر از معشوق بر روحش اشاره میکند. در عین حال، او نسبت به رقیبش بیاعتناست و بیشتر نگران از دست دادن حال و هوای مستی ناشی از عشق است. شاعر با تصویرسازی درد و رنج ناشی از عشق، این احساسات را به قدرتمندی در قلب و گلو همچون خنجر توصیف کرده و در نهایت به این نتیجه میرسد که بهتر است به سرعت هلاک شود تا اینکه در گسست و جدایی رنج بکشد.
هوش مصنوعی: اگر دلی از نزدیکی تو خوشحال باشد، این شادی هرگز کم نمیشود، اما تنها یک نگاه از تو میتواند آن را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و به شدت غافلگیر کند.
هوش مصنوعی: من چه نگرانیای دارم که رقیبم مثل یک سگ دهانش را باز کرده است؟ کسی که تحت تأثیر عشق تو قرار گرفته، میتواند به اندازه یک شیر در میدان قدرت و شجاعت باشد.
هوش مصنوعی: من نگران از دست رفتن خودم نیستم، بلکه از این میترسم که روزی روزگار بیخود و بیمستیام را ترک کنی و چشمانت به خون دل من آلوده شود.
هوش مصنوعی: آب خنجر تو در گلویم بند آمده و مرگ آنقدر نزدیک است که بیشتر از این نمیتوانم آن را در گلویم نگه دارم.
هوش مصنوعی: زمانی که از درد عشق تو رنج میبرم، اگر دلم بسوزد و از عشق نابود شوم، بهتر است که زود اتفاق بیفتد تا اینکه منتظر بمانم و دیر اتفاق بیفتد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ممان که نفس تو اندر طمع دلیر شود
که سگ چو سیر شود در فساد شیر شود
از آنکه نفس حریص اکول کاذب جوع
ز لقمه های عمل سیر معده دیر شود
یقین بدان و حقیقت شناس و راست شمر
[...]
ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟
مگر همین دل مسکین چو ناگزیر شود
به بوی زلف تو، از نو، جوان شوم هر بار
هزار بار تنم گر ز غصه پیر شود
گرم تمامت خوبان خلد پیش آرند
[...]
بهار شد که لباس چمن حریر شود
نظر ز سیر بهار از بهشت سیر شود
ز لب گشودن اطفال غنچه نزدیکست
که سنگ ژاله به بستان ابر شیر شود
هزار شیشه تهی کردم از خمار ولی
[...]
دل از رفیق گرانجان ز عمر سیر شود
سفر به پای شتر هر که کرد پیر شود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.