فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۷ - رای زدن فریدون با ایرج
برادرت چندان برادر بود
کجا مر ترا بر سر افسر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۲ - آگاهی توران از مرگ منوچهر و تصمیم پشنگ و افراسیاب برای کینخواهی و حمله به ایران
اگر ما نشوریم بهتر بود
کزین جنبش آشوب کشور بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۳ - دیدن لشکرگاه ایران از بلندی، پرسش درفشها از هجیر و نهفتن نشان رستم
چنین گفت کان طوس نوذر بود
درفشش کجاپیلپیکر بود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۹ - گرفتن پیران به کمند گیو بر لب رود، هزیمت سپاه توران و سوراخ کردن گوش پیران
اگر من شوم کشته دیگر بود
سر تاجور باشد افسر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۲ - کشتن اژدهای سقیلا به دست گشتاسپ، هنرنمایی در میدان قیصر و نهادن افسر بر فرخزاد
نظاره شو انجا که قیصر بود
مگر بر دلت رنج کمتر بود
فردوسی » شاهنامه » داستان هفتخوان اسفندیار » بخش ۶ - خان چهارم اسفندیار: هشدار گرگسار، کشتن سیمرغ و جشن پیروزی
زمین کوه تا کوه پر پر بود
ز پرش همه دشت پر فر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱ - ستایش محمود و نصر و بوالظفر، مژدهٔ بخشش خراج و اندرز داد و جاودانگی سخن
سپهدار چون بوالمظفر بود
سرلشکر از ماه برتر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شاپور سوم » پادشاهی شاپور سوم
سرشت تن از چار گوهر بود
گذر زین چهارانش کمتر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۳ - سپردن بهرام به منذر، پرورش و فرهنگآموزی در یمن و گزینش دو اسپ و دو کنیز
همه کار بیگاه و بیبر بود
بهین از تن زندگان سر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۹ - خشم بهرام گور بر ده بیآفرین، ویرانی از همهمهتری و آبادی دوباره با یک کدخدا
چنین داد پاسخ که مهتر بود
به جایی که تخم گیا بر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۴ - کشتن دو شیر، شب زناشویی پنهان بهرام با آرزو در خان ماهیار و فاش شدن هویت
چنین گفت کان تیر بیپر بود
نبد تیز پیکان او کر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۴ - گمان شنگل در فر بهرام، برادر خواندن او و پیشنهاد سپهداری، و نهفتن نام به برزوی
تو گویی مر او را نکوتر بود
تو آن گوی با وی که در خور بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۰ - تعقیب شنگل تا کنار دریا، نکوهش سپینود، آشتی با بهرام و سوگند وفای دو شاه
همان دخترت شمع خاور بود
سر بانوان را چو افسر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۱ - پادشاهی یزدگرد هجده سال بود
مدارا خرد را برابر بود
خرد بر سر دانش افسر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
همیگفت هر کاو توانگر بود
تهیدست با او برابر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۱ - بازگشت به مداین و آمدن منذر عرب
اگر شاه برتخت قیصر بود
سزد کو سرافراز و مهتر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۶ - گرفتاری ماهوی به دست برسام، بریدن دست و پا و سوزاندن او با سه پسر
کنون زین سپس دور عمّر بود
چو دین آورد تخت منبر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۴ - رای بهرام بر رزم با ساوه شاه، سپردن درفش رستم و تاختن به دشت هری
که چون بخت پیروز یاور بود
روا باشد ار یار کمتر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹ - در پی گور تا کاخ جادو و زن تاجدار، تعبیر موبد و مخالفت گردیه با تاجخواهی بهرام
شکسته دگر باره خنجر بود
ز زخم و ز دشنام بتر بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹ - در پی گور تا کاخ جادو و زن تاجدار، تعبیر موبد و مخالفت گردیه با تاجخواهی بهرام
نه بیگانه زیبای افسر بود
سزای بزرگی بگوهر بود
