فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
که پاداش این آنکه بیجان شود
ز بد کردن خویش پیچان شود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کامجویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بیگزند او از کوه آتش
به فرجام کار او پشیمان شود
ز من بیند او غم چو پیچان شود
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۴ - خبر قتل سیاوش، سوگ کاووس و رستم، کشتن سودابه و آغاز کین با سر بریدن ورازاد و سرخه
که از نام او شیر پیچان شود
چو خشم آورد پیل بیجان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۳ - نامهٔ قیصر به الیاس خزر و پاسخ سرکش او، آمادگی گشتاسپ و رد فرستادهٔ فریبکار
نه گرگست کز چاره بیجان شود
ز آلودن زهر پیچان شود
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۴ - فرمان گشتاسپ به بستن رستم در برابر تاج، اعتراض اسفندیار و بازگشت غمگین او
که نام تو یابد نه پیچان شود
چه پیچان همانا که بیجان شود
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۰ - تشییع تابوت آهنین اسفندیار، خشم مهان ایران و نکوهش گشتاسپ به دست پشوتن و خواهران
که تا از پی تاج بیجان شود
جهانی برو زار و پیچان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۶ - تعبیر خواب کید هندی: اندرز مهران به پرهیز از رزم و سپردن چهار چیز به اسکندر
زمانی بیاید کزان سان شود
که دانا پرستار نادان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۱۹ - فرستادگان خسرو پرویز در بارگاه قیصر: نامهٔ دادخواهی و پیمان یاری
گر ایدون که قیصر به میدان شود
کمان خواهد ار نی به چوگان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۲ - طالعبینی قیصر با زیج فلاطون، نوید سیوهشت سال شاهی خسرو و فرستادن سپاه و گنج
بمانیم تا سوی خاقان شود
چو بیمار شد نزد درمان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۲ - طالعبینی قیصر با زیج فلاطون، نوید سیوهشت سال شاهی خسرو و فرستادن سپاه و گنج
چو خسرو سوی مرز خاقان شود
ورا یار خواهد تن آسان شود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۷ - شبیخون بهرام بر سپاه پرموده، گریختن خاقان به دز و زینهار خواستن از پیروزشاه
هنر زیرافسوس پنهان شود
همان دشمن از دوست خندان شود
عنصری » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوبد
ماه رخسارش همی در غالیه پنهان شود
زلف مشکینش همی بر لاله شادروان شود
دردم آن روی است و درمانم هم از دیدار او
دیده ای دردی که در وی بنگری درمان شود
نه شگفتست ار بگردد زلف جانان جانور
[...]
قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۰ - در مدح ابومنصور وهسودان
دل بدو دادم که جان از روی او شادان شود
جان من هست او سزد گر دل فدای جان شود
گر بر او نازد دل و جان نیست طرفه زان کجا
دل سوی دلبر گراید جان سوی جانان شود
چون گل خندانش رخ چون لاله نعمانش لب
[...]
منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
صنما بی تو دلم هیچ شکیبا نشود
و گر امروز شکیبا شد فردا نشود
یکدل و یکتا خواهم که بوی جمله مرا
و آنکه او چون تو بود، یکدل و یکتا نشود
تجربت کردم و دانا شدم از کار تومن
[...]
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۲ - سئوال سوم فرامرز از برهمن
پس از کرده خود پشیمان شود
نکوهش کنندش غریوان شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۷ - رفتن فرامرز به قیروان و پذیره شدن شاه قیروان،او را
چو خورشید بر چرخ گردان شود
نخست از سرکوه رخشان شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۷ - رفتن فرامرز به قیروان و پذیره شدن شاه قیروان،او را
چو خورشید بر چرخ رخشان شود
ز دود تف او هراسان شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۸ - نصیحت کردن ایرانیان،فرامرز را
ز تیغش دل گرگ پیچان شود
ز گرزش تن ببر بی جان شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۳۸ - نصیحت کردن ایرانیان،فرامرز را
مبادا کزین جنگ بی جان شود
دل و دیده ما غریوان شود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۴۱ - رزم فرامرز با شیران و کشته شدن شیران به دست فرامرز
هم از خشم تو کوه ریزان شود
ز قهر تو ناهید بی جان شود
