گنجور

 
۱
۲
۳
…
۱۶
 

فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۱ - خبر بردن کندرو ضحاک را از بساط فریدون

 

گر این نامور هست مهمان تو

چه کارستش اندر شبستان تو

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۳ - بازگشت زال از پیش سیمرغ و بزرگداشت او

 

رسیده به هر جای برهان تو

نگردد فلک جز به فرمان تو

۱ بیت
فردوسی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۳

 

ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو

سامان‌ده کار بی‌سر و سامان تو

خصمان مرا مطیع من می‌گردان

بی‌رحمان را ز چشم من گردان تو

۲ بیت
ابوسعید ابوالخیر
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۵۹ - نامه نوشتن فرامرز به فرطورتوش

 

شنیدم که اندر شبستان تو

پس پرده خوب رویان تو

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۱ - صفت جنگ کردن خورشید

 

بیا ای تهمتن ببین خوان تو

که پرورده تست مهمان تو

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهان

 

ای خنجر بران تو روز وغا برهان تو

برهان که دید اندر جهان جز خنجر بران تو

خورشید روشن تخت تو ماه فروزان تاج تو

روی مجره فرش تو چرخ برین ایوان تو

بحری و جود کف تو روز سخاوت موج تو

[...]

۲۲ بیت
مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۱۵ - ستایش

 

ای گشته ملک ساکن ز امر روان تو

کرده جوان جهان را بخت جوان تو

نام تو و خطاب تو از سعد و از علوست

با سعد و با علوست همیشه قران تو

گردنده آسمانی و عدل آفتاب تو

[...]

۹ بیت
مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۷۵ - وله

 

جانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من

وندر جمال خویش عیان شد گمان تو

جستی ز لشکری که کند لاش حسن تو

رستی ز آفتی که بپوشد رخان تو

از انده بنفشه بتا ارغوانت رست

[...]

۴ بیت
مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - وصف بهار و مدح منصور بن سعید

 

باد همچون عرضت ایمن از حوادث جان تو

دولت تو محکم و پاکیزه چون ایمان تو

چرخ در حکم تو و ایام دو پیمان تو

کوکب برتر فرود کنگره ایوان تو

۲ بیت
مسعود سعد سلمان
 

عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۱۷ - نامه فرستادن زال زر به نزدیک ارجاسپ گوید

 

نه زین کشتن ایوان شود زآن تو

که نفرین بد باد بر جان تو

۱ بیت
عثمان مختاری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۴۲۷

 

ای آسمان مُسَخّر حکمِ روانِ تو

کیوانِ پیر بندهٔ بخت جوان تو

خورشید عالمی که به‌ هنگام بزم و رزم

گه زین و گاه تخت بود آسمان تو

گر در زمان مهدی ایمن شود جهان

[...]

۲۲ بیت
امیر معزی
 
 
۱
۲
۳
…
۱۶
 
تعداد کل نتایج: ۳۰۶