بفرمود تا شد نویسنده پیش
نشاندش بر تخت نزدیک خویش
یکی نامه فرمود با رای و هوش
پر از مهر نزدیک فرطورتوش
چو ماهی برآمد ز دریای مشک
گذر کرد بر روی کافور خشک
ببست از بر کاغذ ابری چو قار
ببارید ازو گوهر شاهوار
نخستین که بنهاد سر بر زمین
گرفت آفرین بر جهان آفرین
خداوند پیدا و راز نهفت
خداوند بی یار و انباز و جفت
به شش روز نه چرخ بر پای کرد
جهان را بدو اندرو جای کرد
ز برهان او ذره مهر و ماه
به ایشان شماره دهد سال و ماه
ز دیو و دد و آدمی و پری
ز خورشید تا ذره ای بنگری
همه بندگانند جویندگان
درین بندگی نیز پویندگان
ورا در جهان پادشاهی رواست
که او آفریننده پادشاست
وزو بر شهنشاه فرطورتوش
جهاندار و بینا دل و پاک هوش
سزاوار باشد بدو آفرین
که هم با نژاد است و هم پاک دین
هم از خسروان جهان برتر است
سرافراز و بر مهتران مهتر است
خداوند گنجست و تاج و کمر
خداوند با زیب و با مهر و فر
ز ما نیز بر وی فراوان درود
درودی که مهرش بود تار و پود
رسیدم به خوبی بدین بوم و بر
سر مرز آن خسرو نامور
ابا لشکر و بوق و کوس و سپاه
ابا نامداران زرین کلاه
چو از گردش چرخ ناسازگار
مرا بهره این بد در این روزگار
که حیران شوم چند گه در جهان
ببینم بسی آشکار و نهان
به نزدیک مرز شما آمدیم
بدین بوم و بر چند گه دم زدیم
ز گفتار و کردار و فرهنگ تو
ز مردی و دیدار و نیرنگ تو
شنیدیم هرگونه از هرکسی
که دارید بهره ز دانش بسی
چنین آرزو خاست در جان ما
برینست جاوید پیمان ما
که با تو مرا آشنایی بود
ز دیدار تو روشنایی بود
منم پهلوان زاده بافرین
سرافراز گردی ز ایران زمین
جهانگیر پور جهان پهلوان
سپهبد سرافراز روشن روان
چو دستان نیا و چو رستم پدر
جهاندار و گردنکش و نامور
نبیره سرافراز سام سوار
که از جنگ شیران ربودی شکار
بدین گونه از زخم شمشیر تیز
بماندست ازو نام تا رستخیز
کنون زو منم در جهان یادگار
به هر کار شایسته کارزار
شنیدم که اندر شبستان تو
پس پرده خوب رویان تو
یکی ماه روییست نام آرزوی
مرا خاست در دل بسی آرزوی
که با تو یکی نیز خویشی کنم
به خوبی بسی رای بیشی کنم
به من ده به آیین تو آن ماه را
نگار سمن بوی دلخواه را
بدین گفتگو اندرون جنگ نیست
تو را هم به پیوند ما ننگ نیست
چه گفت آن خردمند پاکیزه مغز
چو بگشاد لب را به گفتار نغز
که گیتی به پیوند خرم بود
به بیگانگی دل پر از غم بود
نبینی که بر شاخ های درخت
به پیوند بنهد یکی نیک بخت
چو سر برکشد شاخ آید به بر
دهد میوه را بخش تو خوب تر
همیدون به آب روان درنگر
که چون یافت پیوند آب دگر
یکی چشمه ای همچو دریا شود
جهانش درازی و پهنا شود
چو گشت از نوشتن سخن اسپری
برآراست دیو سیه رهبری
فرستاد با او دلاور سوار
ز گردان شمشیر زن یک هزار
ابا هدیه و اسپ آراسته
ز دینار و از گنج و از خواسته
روان گشت دیو از بر راه دور
بتازید در راه یک ماهه بور
بیامد سیه دیو با تاب و توش
به نزدیکی شاه فرطورتوش
یکی را فرستاد از پیشتر
که گوید بدان شاه با مهر و فر
که آمد فرستاده نامدار
بر شاه فرطور پاکیزه وار
چو بشنید آن خسرو سرفراز
پذیره فرستاد پیشش فراز
گوی نامور بود وارود نام
به نزدیک شه یافته رای وکام
روان گشت و آمد پذیره به راه
خود و نامداران با دستگاه
چو آمد به نزد سیه دیو گرد
سوار سرافراز با دستبرد
فرود آمد از اسب و پرسید دیر
سواری برافکند از آن پس چو شیر
که تا شاه را زان دهد آگهی
از این شیروش مرد با فرهی
سیه دیو شیراوژن و سرکشست
تو گویی که بر زین که آتش است
چو بشنید خسرو برآراست کار
به نزدیک آن انجمن شهسوار
بیامد سیه دیو مانند کوه
ز گردان ایران ابا او گروه
چو آمد در ایوان آن سرفراز
درودش رسانید و بردش نماز
یکی هدیه و اسپ آراسته
ابا گنج و دینار و هم خواسته
بیاورد بسپرد و نامه بداد
بسی از جهان آفرین کرد یاد
ستایش نمود از فرامرز گرد
ز مردی و فرهنگ و از دستبرد
از آن کارهایی که او کرده بود
به هندوستان و به چین رفته بود
به نزدیک شاه پری باز گفت
شهنشا پذیرفت و اندر شکفت
از آن پس بفرمود فرطورتوش
وزآن پیشکاران با رای و هوش
یکی کاخ پرمایه پرداختند
ز بهر سیه دیو یل ساختند
ز گردان چو پرداخت آن بارگاه
بیامد نشست از بر تخت شاه
بیاورد آن نامه دل پسند
وزو مهر برداشت بگشاد بند
چو برخواند نامه دبیر جوان
شگفتی نمودند پیر و جوان
از آن جستن مهر و پیوند او
پراندیشه شد خسرو نامجو
ز یک ره به پیوند او شاد گشت
ز روی دگر پر ز فریاد گشت
که با آدمی نبود از بن وفا
گرفتار خشمند و کین و جفا
به آغاز اگر چند نیکی کنند
سرانجام عهد و وفا بشکنند
نباشند پیوسته بر یک نهاد
نجنبد ز هر جا به هر خیره باد
به جای نکویی بدی آورند
به هر راستی در کژی آورند
وگر سر بپیچم ازین گفتگوی
نخواهم که دختر شود جفت اوی
پر از درد گردد دل پهلوان
ز ساغر گراید به تیر و کمان
به ناکام با او بباید زدن
از آن پس ندانم چه شاید بدن
یکی کینه پیدا شود در نهان
بسی بر سر آید سر اندر زمان
از آن پس که داند بجز کردگار
که فیروز برگردد از کارزار
چنین گفت داننده پیش بین
که هرکس که پیدا کند تخم کین
ز کردار خود زود پیچان شود
سر پادشاهیش ویران شود
به گیتی برش رنج و سختی بود
به محشر همان شوربختی بود
پس آن به که با داد داد آوریم
به پاسخ همه مهر یاد آوریم
که گیتی فسونست و پر درد و رنج
به یکسان نماند سرای سپنج
همه مهتری باد فرمان ما
نکو کاری و رای و پیمان ما
چو زاندیشه بیکران شد ستوه
برآورد سر کرد زی رخ ستوه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعرانه، نویسنده ضمن معرفی شخصیتهای مختلف و توصیف فضایل و ویژگیهای آنها، بر اهمیت پیوند دوستی و اتحاد تأکید میکند. او به پادشاهی به نام فرطورتوش اشاره دارد که با جمعی از نامداران و سواران از مرزهای خود دفاع میکند و ارتباطی با یک ماهروی زیبا برقرار میکند.
شاعر به جستجوی دوستی و آشتی بین پادشاه و مردم پرداخته و بر اهمیت صداقت و وفای به عهد تأکید میکند. او از درک مشکلات و چالشهای انسانی سخن میگوید و تجلیات عشق، دوستی و وفاداری را مورد ستایش قرار میدهد. در پایان، یادآوری میکند که دنیا پر از رنج و درد است و نیکی و دوستی باید در کانون توجه قرار گیرد تا آسیبهای انسانی کاهش یابد.
هوش مصنوعی: فرمان داد تا نویسنده را بیاورند و او را نزدیک خود روی تخت بنشانند.
هوش مصنوعی: یک نفر به کمک فکر و تدبیرش نامهای پر از محبت نوشت و آن را به نزدیک فرطورتوش فرستاد.
هوش مصنوعی: همانطور که ماهی از دریا بیرون میآید، به آرامی بر روی کافور سفید و خنک حرکت میکند.
هوش مصنوعی: کاغذ ابری را با دقت و مهارت به خوبی آماده کرد، مانند بارانی که از آن جواهرات گرانبها میچکد.
هوش مصنوعی: در آغاز، کسی که سرش را به زمین گذاشت، بر جهانی که آفریده شده، آفرین گفت.
هوش مصنوعی: خداوندی که آشکار است و رازهایی دارد، هستیبخش بدون همراه و یار و همتایی است.
هوش مصنوعی: در شش روز، خداوند جهان را خلق کرد و آن را در این مکان قرار داد.
هوش مصنوعی: به سبب دلیل و اثبات او، ذرهای از عشق و زیبایی خورشید و ماه بر آنها تاثیر میگذارد و وامق میشود مانند سالها و ماهها.
هوش مصنوعی: از دیوانگی و جانوری و انسان و موجودات دیگر، از نور خورشید تا کوچکترین ذره را ببینی.
هوش مصنوعی: همه انسانها در جستجوی خداوند و حقیقت هستند و در این مسیر بندگی نیز همچنان تلاش و حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: در سراسر جهان، برای او که خالق و سازنده پادشاهان است، سلطنت و فرمانروایی شایستگی دارد.
هوش مصنوعی: از تو ای پادشاه بزرگ و دانا، با دل روشن و عقل پاک، هر چیز مهجور و پنهان دیده میشود.
هوش مصنوعی: شایسته است که برای او ستایش کنیم، زیرا هم از نظر نژاد با شخصیت است و هم دارای دین و ایمانی پاک و نیکو میباشد.
هوش مصنوعی: این شخص از تمامی پادشاهان جهان بالاتر و بزرگتر است و بر دیگران برتری دارد.
هوش مصنوعی: خداوند مانند یک گنج بزرگ است و آنچه که بر سر و کمر اوست، از زیبایی و محبت و شکوه برخوردار است.
هوش مصنوعی: ما از طرف خود، سلامهای زیادی به او میفرستیم، سلامهایی که عشق و محبت ما به او را در خود دارد.
هوش مصنوعی: به این سرزمین زیبا و به مرز پادشاه مشهور رسیدم.
هوش مصنوعی: با گروهی از سربازان و سر و صدا و تجهیزات جنگی و با افرادی مشهور و معتبر که کلاههای زرین دارند.
هوش مصنوعی: وقتی که روزگار به من نیکی نمیکند و چون چرخ زندگی به نفع من نمیچرخد، به این نتیجه میرسم که باید با این سختیها کنار بیایم.
هوش مصنوعی: در زندگی، مدام در حال حیرت و تعجب هستم از اینکه چقدر چیزهای مختلف و متنوع، چه آشکار و چه پنهان، را میتوانم مشاهده کنم.
هوش مصنوعی: ما به مرز شما نزدیک شدیم و در این سرزمین برای شما چند بار صدا زدیم.
هوش مصنوعی: رفتار، گفتار و فرهنگ تو نشانهی شخصیت و بزرگی توست و نمایانگر صداقت و فریبندگی تو است.
هوش مصنوعی: ما از هر کسی چیزهای زیادی درباره دانش شنیدهایم.
هوش مصنوعی: آرزوهایی که در دل ما شکل میگیرند، نشاندهنده عهدی جاودانه هستند که در وجود ما قرار دارد.
هوش مصنوعی: من با تو آشنا شدم و از دیدارت روشنایی و روشنی به زندگیام آمد.
هوش مصنوعی: من فرزند یک قهرمان با افتخار از سرزمین ایران هستم.
هوش مصنوعی: جهانگیر، کسی است که دنیای پهلوانان را در دست دارد و به عنوان فرماندهای سرافراز و با روحی روشن شناخته میشود.
هوش مصنوعی: اگر به دستان نیا نگاه کنی، یا به رستم پدر، درمییابی که هر دو از شخصیتهای بزرگ و برجستهای هستند که در جهان به عنوان دلاوران و قهرمانان شناخته میشوند. آنها در عرصههای خود تأثیرگذار و مشهورند و به خاطر قدرت و شجاعتشان در یادها باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: نوادهی سرفراز سام، جنگجوی بزرگ، که از میدان نبرد، به شکار شیران دست یافته است.
هوش مصنوعی: به این ترتیب، بر اثر زخم تیز شمشیر، نام او تا روز قیامت باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اکنون من در دنیا نشانه و یادگاری از او (یا چیزی) هستم و در هر کاری که انجام میدهم، شایسته و لایق مبارزه و تلاش هستم.
هوش مصنوعی: خبر دار شدم که در اتاق تاریکت، زیباییهای پنهان تو مشغول هستند.
هوش مصنوعی: یک دختر زیبا و دلربا وجود دارد که نامش آرزوست و در دل من آرزوهای بسیاری بیدار کرده است.
هوش مصنوعی: من میخواهم با تو برادرانه و با مهربانی رفتار کنم و در این راه بسیار فکر و تدبیر کردهام.
هوش مصنوعی: به من آن ماه را بده که به زیبایی تو باشد، آن گلی که بوی خوشی دارد و دل را میرباید.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که در این بحث هیچ جنگ و جدالی وجود ندارد و تو نیز از پیوستن به ما هیچ شرمی نداشته باش.
هوش مصنوعی: وقتی آن انسان دانا و با فهم عمیق، زبانش را به سخنانی زیبا و دلنشین گشود، چه چیزهایی را بیان کرد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، وقتی که ارتباطات و دوستیها شاداب و خوشحالکننده است، دل انسان در نتیجه جدایی و بیگانگی، مملو از غم و اندوه میشود.
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که بر شاخههای درخت، یکی از خوشبختها پیوندی میزند؟
هوش مصنوعی: زمانی که شاخه درخت سر برآورد و رشد کند، میوهای در بر خواهد داشت که از تو بسیار بهتر است.
هوش مصنوعی: به جریان آب توجه کن، چرا که وقتی که به هم میپیوندد، به شکل دیگری تغییر میکند.
هوش مصنوعی: به مانند یک چشمه که به وسعت دریا میگردد، جهان او نیز گسترده و وسیع میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که نوشتن به پایان رسید، صدای شلیک تیری مانند اسپری بلند شد و دیو سیاه رهبری را به دست گرفت.
هوش مصنوعی: او یک دلاور سوار را با خود فرستاد که زبدهای از گروهی بود که با شمشیر میجنگیدند و تعدادشان به یک هزار نفر میرسید.
هوش مصنوعی: با هدیهای زیبا و اسبی شکیل که از پول، ثروت و دارایی به دست آمده است.
هوش مصنوعی: دیو به سرعت و با تندی از راه دور حرکت کرد و به سمت یک ماه تابناک در راهی که به آن اشاره شده بود، روانه شد.
هوش مصنوعی: یک دیو سیاه و قوی به نزدیکی پادشاه فرطورتوش آمد.
هوش مصنوعی: کسی را فرستادند تا به آن شاه با محبت و عظمت پیام برساند.
هوش مصنوعی: پیامآور معروفی به دیدار شاه فرطور آمد، او مانند یک فرشته پاک و بیآلایش به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: وقتی آن شاه سرفراز خبر را شنید، به سوی او پیام احترامآمیزی فرستاد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که شخصی معروف یا برجسته به نزد پادشاه رفته و با پیشنهاد یا طرحی که دارد، توجه او را جلب کرده است. به عبارتی، از بین شخصیتهای شناخته شده، این فرد توانسته است نظر پادشاه را به خود جلب کند و ایدهای را مطرح کند که ممکن است مورد استقبال قرار گیرد.
هوش مصنوعی: روح او آزاد شد و به مسیر خود ادامه داد و نامآوران را با امکانات خود پذیرا شد.
هوش مصنوعی: وقتی سوار کارِ شجاع و باصلابت به نزد دیو سیاه رسید، به سمت او حمله کرد.
هوش مصنوعی: از اسب پایین آمد و پرسید که چه کسی دیر سوار شده است؛ سپس مانند شیر به راه خود ادامه داد.
هوش مصنوعی: تا اینکه شاه را از این مرد باهوش و شیرینزبان باخبر کند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف موجودی سیاه و خشمگین میپردازد که مانند موجودی سوار بر زینی آتشین به نظر میرسد. نشاندهنده قدرت و خشونت آن موجود است که تداعیگر حالتی سرکش و ناآرام است.
هوش مصنوعی: وقتی خسرو این سخن را شنید، ترتیباتی را برای ملاقات با آن جمعیت بزرگ مردان شجاع آماده کرد.
هوش مصنوعی: یک موجود تاریک و بزرگ مانند کوه از سرزمین ایران با گروهی به سوی ما آمد.
هوش مصنوعی: وقتی او در ایوان ظاهر شد، مردم به احترامش سلام کردند و برای او دعا کردند.
هوش مصنوعی: کسی برای من هدیهای آورده و اسب زیبا و آراستهای دارد، ولی با خود ثروت و پول زیاد و آرزوهای دنيوی را به همراه ندارد.
هوش مصنوعی: او به زودی یک نامه نوشت و به یاد بسیاری از آفرینشهای جهان پرداخت.
هوش مصنوعی: فرامرز را به خاطر مردانگی و فرهنگش ستایش کرده و او را از خطرات و آسیبها مصون میداند.
هوش مصنوعی: او به هندوستان و چین سفر کرده بود و کارهایی را که انجام داده بود، به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: به نزد شاه پری به او گفت و شاه به خوبی او را پذیرفت و در دلش خوشحال شد.
هوش مصنوعی: از آن moment، او به فرطورتوش دستور داد و همچنین به پیشکارانش که با اندیشه و ذکاوت عمل کنند.
هوش مصنوعی: کسی برای ساختن قلعهای مجلل و باشکوه، زحمات بسیاری کشید تا به مبارزه با دیوی شیطانی بپردازد.
هوش مصنوعی: همانطور که گردان و سربازان به سختی وظایف خود را انجام دادند، آنگاه به نزدیکی تخت پادشاه آمدند و در آنجا نشسته و آرام گرفتند.
هوش مصنوعی: بیار آن نامهای که دل را خوش میکند و از او محبت را برداشت و بند را گشود.
هوش مصنوعی: هنگامی که نامهی دبیر جوان خوانده شد، هم پیران و هم جوانان در شگفتی فرو رفتند.
هوش مصنوعی: خسرو نامجو از عشق و ارتباط خود فاصله میگیرد و به تفکر و اندیشه مشغول میشود.
هوش مصنوعی: از یک سو به خاطر ارتباط با او خوشحال شد، اما از سوی دیگر به شدت نالان و افگار گردید.
هوش مصنوعی: اگر کسی وفادار باشد و با او ارتباطی صادقانه داشته باشیم، هیچگاه درگیر خشم و کینه نخواهیم شد.
هوش مصنوعی: اگرچه در ابتدا ممکن است نیکوکار باشند، اما در نهایت وفای به عهد را نقض خواهند کرد.
هوش مصنوعی: نباید همیشه بر یک روش و معیار ثابت اصرار ورزید، زیرا از هر جا که بوزد، ممکن است تغییرات و تحولات جدیدی به وجود آید.
هوش مصنوعی: به جای نیکی، بدی به وجود میآورند و به جای راستگویی، دروغ و کژی را میپذیرند.
هوش مصنوعی: اگر از این صحبتها و گفتگوها فاصله بگیرم، نمیخواهم که او دختر همسری برای کسی دیگر شود.
هوش مصنوعی: دل پهلوان از درد و رنج پر میشود، حتی اگر به می و خوشگذرانی روی آورد، باز هم به تیر و کمان فکر میکند.
هوش مصنوعی: باید با شخص ناکام به خوبی رفتار کرد و از آن لحظه به بعد نمیدانم چه باید کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دل خود از دیگری کینهای پنهانی داشته باشد، در آینده این کینه بهطور ناگهانی و در زمان مناسب نمایان خواهد شد و عواقبش خود را نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: پس از این که کسی بفهمد جز خداوند کسی نمیتواند موفقیت در میدان نبرد را به دست آورد.
هوش مصنوعی: داننده و بینندهای گفت که هر کسی که بذر کینه را بکارد، در نهایت دچار عواقب منفی آن خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به زودی از اعمال خود برگردد و دلسرد شود، تاج و تخت پادشاهیش دچار نابودی خواهد شد.
هوش مصنوعی: در زندگی، انسانها با مشکلات و سختیهای فراوانی مواجه هستند و در نهایت در روز قیامت، این نابهسامانیها و بدبختیها به چشم خواهد آمد.
هوش مصنوعی: پس بهتر است که با داد و انصاف پاسخ بدهیم و در پاسخگوییم همیشه محبت و یادآوری را فراموش نکنیم.
هوش مصنوعی: این دنیا جادو و فریب است و پر از درد و رنج، و هیچگاه ثابت و پایدار نیست.
هوش مصنوعی: همه بزرگمنشها و سررشتهداران باید به دنبال آن باشند که از حکمت و تدبیر ما پیروی کنند و به وظایف خود به درستی عمل کنند.
هوش مصنوعی: وقتی از فکر و اندیشه بیپایان خسته شد، سرش را بلند کرد و بر چهرهاش نشانههای خستگی ظاهر شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.