گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۱۰
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۳ - در معراج حضرت خاتم صلی الله علیه و آله

 

شب امشب ترا عین وصال است

وز آن حضرت تجلی جلال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۱۸ - در بیخودی و مستی و کشف ذات فرماید

 

میی درکش که آنجا گه حلال است

از آن منصور در عین وصال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۳ - در حقیقت سرّ منصور و دریافتن اعیان گوید

 

کمالت برتر از حد کمال است

ترا اینجا بجانانت وصال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۸ - در کشف اسرار و توحید کل گوید

 

ولیکن ایندگر اسرار حال است

کسی داند که در عین وصال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهر » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم

 

مرا گنج معانی بی زوال است

تو را سرّ معانی قیل و قال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

 

حقیقت آخر آن دم وصال است

در آن دم عاشقان دید جمال است

۱ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۲۶ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

 

ببام دیر اکنون در وصال است

که کلّی در تجلّی جلال است

۱ بیت
عطار
 

سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲

 

بسا مالا که بر مردم وبال است

مزید ظلم و تأکید ضلال است

۱ بیت
سعدی
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۲۷ - در بیان آنکه لابد است که شیخ وسیلت گردد و رهبر، و بی‌شیخ ممکن نیست که کس به حق رسد و اگر ممکن بودی حق تعالی پیغامبران و مشایخ را نفرستادی و اگر نادراً کسی بی‌شیخ رسد، آنکه به واسطهٔ شیخ رسد کامل‌تر باشد، و دلیل بر این، شخصی هر روز خدای تعالی را چهل بار می‌دید و از سر مستی حال خود را به خلق می‌گفت. کاملی گفتش که اگر مردی برو ابایزید را یکبار ببین، او به جواب گفت که من خدای بایزید را هر روز چهل بار می‌بینم پیش ابایزید به چه روم ؟ او باز گفت که «اگر مردی یکبار بایزید را ببین» چون ماجرا دراز کشید آن شخص عزم ابایزید کرد. بایزید را معلوم شد. در بیشهٔ مهیب می‌گشت، از بیشه به استقبال آن طالب بیرون آمد. چون آن طالب ابایزید را بدید برنتافت، در حال بمرد. زیرا او خدا را به قدر قوت خود می‌دید. چون از آن قوت و مقام که بایزید می‌دید بر او تجلی کرد برنتافت، د رحال جان بداد. اکنون مقصود از بیشه فکر و علوم بایزید است که اگر از مقام خود بیرون نیامدی صد هزار سال آن طالب به علو و مرتبهٔ او نرسیدی. پس از مقام خود نزول کرد که کلموا الناس علی قدر عقولهم لاعلی قدر عقولکم، تا آن طالب او را تواند دیدن و فهم کردن هم توانست.

 

این تفاوت که اندرین قال است

نیست از قال بلکه از حال است

۱ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۲۷ - در بیان آنکه لابد است که شیخ وسیلت گردد و رهبر، و بی‌شیخ ممکن نیست که کس به حق رسد و اگر ممکن بودی حق تعالی پیغامبران و مشایخ را نفرستادی و اگر نادراً کسی بی‌شیخ رسد، آنکه به واسطهٔ شیخ رسد کامل‌تر باشد، و دلیل بر این، شخصی هر روز خدای تعالی را چهل بار می‌دید و از سر مستی حال خود را به خلق می‌گفت. کاملی گفتش که اگر مردی برو ابایزید را یکبار ببین، او به جواب گفت که من خدای بایزید را هر روز چهل بار می‌بینم پیش ابایزید به چه روم ؟ او باز گفت که «اگر مردی یکبار بایزید را ببین» چون ماجرا دراز کشید آن شخص عزم ابایزید کرد. بایزید را معلوم شد. در بیشهٔ مهیب می‌گشت، از بیشه به استقبال آن طالب بیرون آمد. چون آن طالب ابایزید را بدید برنتافت، در حال بمرد. زیرا او خدا را به قدر قوت خود می‌دید. چون از آن قوت و مقام که بایزید می‌دید بر او تجلی کرد برنتافت، د رحال جان بداد. اکنون مقصود از بیشه فکر و علوم بایزید است که اگر از مقام خود بیرون نیامدی صد هزار سال آن طالب به علو و مرتبهٔ او نرسیدی. پس از مقام خود نزول کرد که کلموا الناس علی قدر عقولهم لاعلی قدر عقولکم، تا آن طالب او را تواند دیدن و فهم کردن هم توانست.

 

حال‌های چو یم که بی‌قال است

بنهفته درون ابدال است

۱ بیت
سلطان ولد
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷

 

می خور که بر اصحاب خرابات حلال است

گو زهر خور آن کس که بر او نوش وبال است

زان باده که گویی دمش از بوی بهشت است

گر نیز به دوزخ بروم توبه محال است

بسیار بکوشید خَضر تا که بدانست

[...]

۱۱ بیت
حکیم نزاری
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۸

 

هر کو نظرش به جاه و مال است

مستغرق قلزم ضلال است

خود را به محیط در مینداز

زیرا که خلاص از او محال است

نتوان به در آمدن ز گرداب

[...]

۱۰ بیت
حکیم نزاری
 

شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۲ - سبب نظم کتاب

 

دویی ثابت شد آنگه این محال است

چه جای اتصال و انفصال است

۱ بیت
شیخ محمود شبستری
 

شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵ - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی

 

چو اَکمه بی‌نصیب از هر کمال است

کسی کاو را طریقِ اعتزال است

۱ بیت
شیخ محمود شبستری
 

شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۹ - قاعده در شناخت عوالم پنهان و شرایط عروج بدان عوالم

 

تو در خوابی و این دیدن خیال است

هر آنچه دیده‌ای از وی مثال است

۱ بیت
شیخ محمود شبستری
 
 
۱
۲
۳
۴
۱۰
 
تعداد کل نتایج: ۱۸۲